از متن مصاحبه: « …من همیشه این اصلاح را به کار می برم که کار ما آینه داری در هنر است. حالا ما با جامعه ای روبه رو هستیم که اتفاقا آن جامعه دارد بازتولید مدوام خشونت را انجام می دهد. به تعبیر برشت باید بگویم هنر در واقع در مقام کوشش برای راز زدایی اجتماعی و افشای مناسبت های اجتماعی است…»

شاهین نجفی، ترانه سرا و خواننده جوان ایرانی که هم اکنون در خارج از ایران به سر می برد، در گفت وگویی تفصیلی با کامبیز حسینی در پادکست هفتگی «درساعت پنج عصر» کمپین بین المللی حقوق بشردرایران، به سوالات مخاطبان این برنامه درباره آهنگ اخیر خود به نام «پریود» پاسخ داده است. آقای نجفی همچنین توضیحاتی را درباره برنامه های آینده  و نیز زندگی خود پس از انتشار آهنگ جنجال برانگیز «نقی» ارائه کرده است.

وی در خصوص حس خود نسبت به آهنگ اخیر خود می گوید: «…خیلی برای من تاسف آور است که هنوز ناگزیرم از چیزهایی حرف بزنم که در جامعه ایرانی همچنان معضل و مسئله است. خیلی دردناک است. این اصلا کار راحتی قاعدتا برای من نیست. بیینید برای من معیار همیشه در کارهایم اشک های خودم بوده و با کاری که خودم گریه نکردم، با کاری که خودم حتی نخندیم آن کار را اصلا منتشر نکردم. به همین دلیل اصلا برایم شادی آور نیست که به عنوان یک خواننده، به عنوان یک شاعر و ترانه سرا کاری را منتشر کنم و.. (جایی نوشتم این را) حالا عده ای تعریف کنند یا برضدش حرفی بزنند.»

وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به موضوعاتی که برای اشعاروآهنگ هایش در نظر می گیرد، این امکان وجود دارد که چند سال پس از این این کارها برای مخاطب قابل فهم نباشه و در واقع تاریخ مصرفش تمام شود، مضمون آهنگ های خود را متاثر از مسائل جامعه می داند و می گوید: «این برای من خیلی خوشحال کننده است. یعنی من بارها اشاره کردم، به همین دلیل هم موقعیکه مشخصا همین این کار متاخر را منتشر می کردم ابراز ناراحتی و ناخرسندی کردم به این دلیل که من آرزویم نه برای ایران بلکه برای جهان و تمام انسان هاست که روزی برسد که دیگر نیازی به این حرف ها نباشد…. روزی برسد که صحبت از ستم نباشد، روزی برسد که آدم ها به خاطر زن بودن مورد تجاوز قرار نگیرند و به حقوق شان تجاوز نشود، به دلیل همجنس گرا بودن، به دلیل عقاید دینی و عقاید سیاسی. این روز خیلی زیبایی است یعنی اگر این روز برسد که من ازش استقبال می کنم. امیدوارم که خودم باشم و بیینم.»

متن کامل این مصاحبه درزیر آمده است. بخش اول این مصاحبه در فایل صوتی پادکست هفته پنجم «درساعت پنج عصر» و بخش دوم فایل صوتی هم در فایل دیگری که در این صفحه مشاهده می کنید قابل شنیدن است.

بخش اول


کامبیز حسینی:  آقای نجفی خیلی خوشحالم که به برنامه این هفته ۵ عصر تشریف آوردید. قبل از اینکه به آهنگ “پریود” و سوالات مردم بپردازیم من می خواهم اولین و آخرین سوال خودم را بپرسم، بعد از آهنگ نقی و مسائلی که پیش آمد زندگیت قطعا تغییر کرد، الان مدتی از آن غائله گذشته، الان حالت چطور است ؟ زندگیت به حالت عادی برگشته است؟

شاهین نجفی: خدمتتان عرض شود که در ابتدا باید واقعا از خودم سوال کنم که من کی زندگی عادی داشته ام که بهش برگردم ولی اگر منظورت این است که دارم به کارم ادامه می دهم، بله من همچنان به کارم ادامه می دهم و همه چیز طبق روال عادی برنامه است.

- گروهی از معترضان و مخالفان آهنگ پریود با اشاره به دیدگاه منفی مذهب و دین به پریود زنان و منع سکس در این دوران از سوی نهاد دین و برخورد تحقیر آمیز با زنان در زمان پریود، می گویند ترانه نجفی همین ضد ارزش ها را باز تولید کرده است و در نتیجه به زنان توهین کرده است. پاسخ شما به این گروه چیست؟ به زنان شما توهین کرده اید آقای نجفی؟

- خدمتان عرض شود که جواب دادن به چنین سوالی زیاد دلچسب نیست به این دلیل که کسی که در کار من تحقیق کرده باشد، من را بشناسد و در واقع کارها را گوش کرده باشد، دیگر توضیح واضحات است و به قولی اظهرمن الشمس است . به این دلیل که کارهای من خودش نشان داده که موضع من کجاست و دیگر فکر نمی کنم چیز پنهانی باشد و نیاز به توضیح…

- راجع به کارهای قبلیت صحبت نمی کنیم. راجع به این کار به خصوص صحبت می کنیم.

من چیزی به جز کارهای قبلیم نیستم یعنی این ادامه همان کارهاست. هیچ تفاوتی نمی کند.

- می دانم. شما آهنگ هایی خوانده اید که در مورد حقوق زنان بوده، من می دانم اینها را .. اما گروهی این آهنگ پریود را بازتولید ضد ارزش‌ها می دانند و در نتیجه توهین به زنان. شما درباره این آهنگ چه دارید بگویید؟

- ببیتیذ من یک چیزی را کلی باید خدمتان عرض کنم. من همیشه این اصلاح را به کار می برم که کار ما آینه داری در هنر است. حالا ما با جامعه ای روبه رو هستیم که اتفاقا آن جامعه دارد بازتولید مدوام خشونت را انجام می دهد. به تعبیر برشت باید بگویم هنر در واقع در مقام کوشش برای راز زدایی اجتماعی و افشای مناسبت های اجتماعی است و لازم هم است که این را هم حتی عرض کنم که کسی به نام والتر بنیامین، برشت را تایید می کند که هنر بازتولید شرایط نیست بلکه آشکارگیری شرایط است. کاری هم که من دارم انجام می دهم خارج از این قاعده نیست.

- حالا من نمی خواهم راجع به برشت و بنیامین صحبت کنم ولی مردم می گویند زبان لمپنی ضد زنی که مردان ایرانی سالها از جوادیه تا زعفرانیه به کار برده اند برای تحقیر زنان، در این آهنگ به کار برده شده و شما به نوعی فکر می کنید که این ساختار شکنی و هنر اعتراضی است. آیا اینجوری است؟

- ببینید شما باید در ابتدای امر سوال کنید که آیا این اشخاص کار را فهمیده اند یا نفهمیدند؟

- خب شما توضیح بدهید ما بفهمیم.

- کار شاعر توضیح دادن کار نیست. اصلا چنین چیزی در واقع یک اشتباه محرز در هنر است. کی گفته که شاعر باید کار خودش را توضیح دهد؟ کار شاعر چنین چیزی نیست اصلا. تاویل کار به عهده مخاطب است ونقد. اگر کاری قراراست نقد شود آن موقع باید مسائل فنی که در مورد موسیقی و هنر است درموردش صحبت شود وگرنه اگر قرار بود که من حرف بزنم که خب حرف می زدم نمی آمدم که شعر بگویم.

- آقای نجفی من تو را می شناسم و من می دانم که تو آدم ضد زنی نیستی و من می دانم به حقوق زنان خیلی احترام می گذاری. چطور می شود یک کاری می کنی که چنین برداشتی از آن می شود؟

- ببینید بگذارید من یک جور دیگر این قضیه را بررسی کنم.. من فکر می کنم جامعه ما دچار نوعی از نامفهومی است و یا باید بگویم بد فهمی هایی که ما نسبت به هم داریم و این جامعه نیاز دارد که در آن این (دیسکورث) و این بحث ها انجام شود. این شیرین است و این قضیه خوب و جالب است. به عقیده من، از نگاه من مهمترین اتفاقی که دارد می افتد این است که عده ایی دارند صحبت می کنند حالا ممکن است عده ایی سطحی با قضیه برخورد کنند اما همین اتفاق جالب است. من دیگر مرده ام. در واقع دیگر من به عنوان مولف حضور ندارم. اتفاقی که خارج از متن دارد می افتد جالب است.

- تنها به دلیل یک تابو شکنی یا جلب مخاطب از طریق تولید غوغا به شیوه پوپولیست ها و یا نه برای تامین هدفی که خوب است بدانیم چیست؟ یکی پرسیده  آیا به این دلیل است که شما بحث پریود را مطرح کرده اید؟

- این ادامه همان مبحث است. اصلا بحث هدف در کار یک بحث منحط است یعنی این مربوط به هنر اسمش را چی باید بگذارم… هنر سطح شود و چیزی که من با آن درگیر هستم الان فرم است. یعنی من اگر بخواهم با نگاه منتقدی مثل آقای هانسلیک به قضیه نگاه کنم چیزی که الان برای من جالب است دقت در هارمونی، ریتم، ملودی و رنگ آمیزی سازها است. و در واقع محتوای موسیقی چیزی جز شکل های آوایی متحر ک نیست. حالا مخاطب عام با تاثیر اثر طرف می شود و مخاطب حرفه ای با درستی یا نادرستی فرم روبه رو می شود. در نتیجه این بحثی هم که شما دارید می کنید در همین حد می شود تعریفش کرد.

- خارج از فرم آقای نجفی، محتوای این آهنگ، محتوای خیلی قوی است آیا شما می خواهید پشت محتوای خودتان نایستید و بگوید که فقط به خاطر فرم این کار را کردید؟

- اولا من از شما که در کار هنر هستید باید در واقع این سوال را بکنم، مگر شما معتقد هستید که محتوا چیزی به جز فرم است؟

- نه ولی یک قسمتی از محتوا می تواند به تنهایی بایستد و پیام به خصوصی را ارائه بدهد.

- من با این قضیه به شدت مخالفم. اصلا چنین چیزی نیست. یعنی من چنین اعتقادی ندارم. هر آنچه چیزی که اتفاق می افتد فرم است. ما چیزی به نام محتوا نداریم.

- خیلی از کسانیکه از شما پرسش داشتند؛ اعتقاد دارند که ترانه های شما سطحی و گذرا هستند که فقط اشاره می کنند به یک سری مسائلی که تاریخ مصرف دارند و در طول زمان امکان دارد که مثلا ۱۰ سال دیگر، ۲۰ سال دیگر، ۳۰ سال دیگر یکی مثلا یکی از ترانه های شما را که در این چند سال خوانده اید را گوش کند و باهاش ارتباط برقرار نکند. بعضی ها از اصطلاحاتی مانند ترانه های اس ام اسی و فصلی هم استفاده کرده اند. شما خودتان در این زمینه چه فکر می کنید؟

- این برای من خیلی خوشحال کننده است. یعنی من بارها اشاره کردم، به همین دلیل هم موقعیکه مشخصا همین این کار متاخر را منتشر می کردم ابراز ناراحتی و ناخرسندی کردم به این دلیل که من آرزویم نه برای ایران بلکه برای جهان و تمام انسان هاست که روزی برسد که دیگر نیازی به این حرف ها نباشد. چقدر زیبا است این لحظه ایی که تو داری تشریحش می کنی، روزی برسد که صحبت از ستم نباشد، روزی برسد که آدم ها به خاطر زن بودن مورد تجاوز قرار نگیرند و به حقوق شان تجاوز نشود، به دلیل همجنس گرا بودن، به دلیل عقاید دینی و عقاید سیاسی. این روز خیلی زیبایی است یعنی اگر این روز برسد که من ازش استقبال می کنم. امیدوارم که خودم باشم و بیینم.

- به عنوان آخرین سوال من از همه می پرسم که شما خیلی کوتاه بفرمایید که حرف حساب شما آقای شاهین نجفی چیست ؟

حرف حساب ما جز خواست…. یک خواست ساده ای است. این را من پیش از اینها هم گفته ام. در واقع همه ما داریم تلاش می کنیم، نه من،  هر کس در حوزه خودش. آن کسی که دارد کار سیاسی می کند، ان کسی که کار حقوق بشری می کند، ما همگی می خواهیم به نقطه ای برسیم که به تعبیری…. من فکر می کنم بهترین تعبیر را از بابک احمدی شنیدم که جامعه به یک نقطه ایی برسد که تک تک اشخاص یک روشنفکر باشند، این روشنفکری چطور اتفاق می افتد؟ این روشنفکی موقعی اتفاق می افتد که ما با ایجاد یک گفتمان خاص؛ یک این گفتمان خاص را به بطن جامعه برسانیم و دوم بین گفتمان های خاص در جامعه ارتباط حاصل شود. این نهایت در ابتدای امر است و پس از آن تازه باز هم شروع می شود که بتوانیم در جامعه ای زندگی کنیم که همدیگر را بفهمیم، بهم عشق بورزیم، احترام و اعتماد داشته باشیم و شاید بتوانیم یک زندگی درست و حسابی در مقام یک انسان داشته باشیم که از انسان بودن خودمان شرمنده نشویم.

بخش دوم

- آقای نجفی احسان ایرانی پرسیده است که من از دوستداران کارهای آقای نجفی هستم، گوش می دهم کارهایش را. ولی چرا کارهاش یک جوری است که نمی شود در کنار خانواده بشود شنید. اگر اعتراض جوری باشد که خانواده هم در آن سهیم شود موثرتر نیست؟

- ببینید وقتی صحبت از خانواده می شود باید اول سوال بکنیم که این خانواده چی هست، کجا هست، چه شکلی هست؟ اگر خانواده اینقدر باز است که بخواهد در مورد مسائل صحبت کند که خب یقینا چنین خانواده ای… همان جوری که من کارهایم را جلوی خانواده ام می گذارم همه درباره اش بحث می کنند، صحبت می کنند، اگر چنین خانواده ای منظور است ….

- بالاخره یکی از طرفداران شما یک سوالی کرده است. گفته است که آیا خانواده و حریم های بین خانواده برای شما اهمیتی دارد؟ آیا دوست دارید که حرف تان را همه بشنوند و یا مخاطب خاصی شما دارید ؟ مثلا یک خانواده سنتی ایرانی..

- فکر می کنم یک مقدار سخت می شود. یک مقدار سخت می شود به این دلیل که یک خانواده سنتی در مودب ترین شکل من را به یاد یک خانواده ای که خواب است می اندازد و این کار بی احترامی است چون به این می ماند که شما روی جماعتی که خوابیده اند یکباره بیاید و آب سرد بریزید. کار من در فروتنانه ترین شکل ممکن فکر می کنم آب سرد باشد و در نتیجه ممکن است بهشان بی احترامی بشود.

- روناک بهادر اذعان داشته که در شعرهای شما مسائل سکسی فراوانی دیده می شود:« اصلا چرا اینقدر مسائل سکسی هم و غم ما شده است. اینها همه فکر و زندگی ما را گرفته است که خیلی چیزها هم خصوصی است. نمی دانم اینها می خواهند فرهنگ عوض کنند و یا اینکه با جنسیت یا سکس مشکل دارند که همه چیز را بهش ربط می دهند. شاید اینها مد شده است.» نظر شما درباره این حرف روناک چیست؟ طرفدارتان هم هست خیلی.

- آره من این دوست خوبمان را در ابتدا امر باید ارجاع بدهم که بروند بنشینند مفصل فروید بخوانند که ببینند جایگاه سکسی اصلا در زندگی آدمی کجاست و مباحث سکسی. به غیر از این باید این مسئله را مدنظر داشته باشیم که ما با جامعه ایرانی طرف هستیم. جامعه ای که دچار انسداد است و همه چیز در آن ممنوع است. در نتیجه فکر می کنم که ما نه اصلا در کار هنری بلکه به عنوان یک آدم هم لازم است بنشینیم و در مورد مسائلی که واضح نیست و ممنوعه است صحبت کنیم و سکس و مسئله جنسی هم بخش جدی زندگی ما ایرانی ها است….

- خب حالا برگردیم به آهنگ نقی که خیلی آهنگ جنجالی بود. پشیمانی از این که الان آن را خوانده ای؟ یعنی هیچ کجا نگفتی که مثلا آهنگی که پیشمان شدی یا الان آن را کمتر می پسندی؟

- به هیچ عنوان. به هیچ عنوان. نقی از جهت فرم یک اتفاق به شدت مهم در کارهای من بود. البته در واقع کار کمیکی بود اما از جهت فرم به شدت برایم مهم بود.

- برنامه های آینده ات آقای نجفی چیست ؟ الان داری چه کار می کنی؟

- خدمتان عرض شود، آن چیزی که من الان بیشتر درگیر ش هستم…تا چند وقت دیگر یک اتوبیوگرافی به همراه تعدادی از شعرهای من به زبان آلمانی در آلمان منتشر می شود و دوم، سوم مارچ در (استکلهم و گوته برگ سوئد) اجرای برنامه دارم، هشتم مارچ در (آمستردام) هستم و ۳۰ مارچ در (پاریس). در ماه می هم از طرف “آکادمی هنر برلین” دعوت برای صحبت و اجرای برنامه به مناسبت سالگرد کتاب سوزی دوران نازیسم شدم. و این خودش به شدت برای ما اهمیت دارد که در واقع ما که الان دچار نوعی از استبداد در ایران هستیم برایمان این فرصت پیش آمده که با جامعه روشنفکران آلمان آشنا شویم و آنها از ما دعوت می کنند تا ما شرایط حال حاضر خودمان را برای آنها تعریف کنیم و آنها تجربه هایشان را.

- بعد از کنسرت هایت در اروپا آلبوم جدیدی نداری که به زودی بیاد بیرون، یا اصلا روی کارهای جدید داری کار می کنی؟ و یا در کنسرت هایت که می دهی همان کارهای قدیمی ات است؟

من همیشه عادت دارم که در کنسرت هایم یکی، دو تا از کارهای آینده ام را با مخاطب در میان می گذارم و بداهه از کارهای آینده اجرا می کنم. ولی اگر قرار بر انتشار آلبوم باشد من همین الان می توانم دو، سه آلبوم بدهم ولی الان فکر می کنم دست نگه داشته ام، یک مقدار با آرامش می خواهم کار کنم. یک مقدار بیشتر گوش می کنم، بیشتر می خوانم و بیشتر درگیر این جور فازها هستم. یعنی نمی خواهم زیاد زوم کنم روی تولید.

- یک سوالی هم من اینجا دارم می بینم از امین صفار پوریان، اگر اسمش را درست خوانده باشم، پرسیده است که چند شب قبل از پخش “پریود” در صفحه فیس بوکت گفتی که از انتشار این اهنگ شاد نیستم. دلیلش چه بود آقای نجفی؟

- به دلیل همان فکر که پرسیدی، چه فکری پشت این خوابیده است. در واقع خیلی برای من دردناک است، خیلی برای من تاسف آور است که هنوز ناگزیرم از چیزهایی حرف بزنم که در جامعه ایرانی همچنان معضل و مسئله است. خیلی دردناک است. این اصلا کار راحتی قاعدتا برای من نیست. بیینید برای من معیار همیشه در کارهایم اشک های خودم بوده و با کاری که خودم گریه نکردم، با کاری که خودم حتی نخندیم آن کار را اصلا منتشر نکردم. به همین دلیل اصلا برایم شادی آور نیست که به عنوان یک خواننده، به عنوان یک شاعر و ترانه سرا کاری را منتشر کنم و.. (جایی نوشتم این را) حالا عده ای تعریف کنند یا برضدش حرفی بزنند. واقعا برای من این مسائل در درجه دو، سه قرار دارد. در ابتدا امر این مسئله برایم مهم است که چرا ما هنوز در این نقطه هستیم. ما چرا مجبوریم در مورد این مسائل هنوز حرف بزنیم. ببین کامبیز عزیز برای گفتن بعضی از چیزهایی که در جامعه ایرانی دارد اتفاق می افتد من دیگر اصلا معتقد نیستم که به شجاعتی آنچنانی نیاز است که نیاز به کمی شرافت است که فکر می کنم من هنوز ذره ای از این شرافت را حفظ کرده ام و تلاشم بر این است که همان طور که شروع کردم همان طور ادامه بدهم و یک قدم هم از راه خودم عقب نمی نشینم.

- خب این حرف جالبی که می زنی و برمی گرداند من را به سوالی که آقای میلاد بهمن یار پرسیده است که اگر آقای نجفی الان ایران بود و تمام آزادی ها را داشت باز هم سبک خواندنش همین جور بود؟ یعنی تو الان داری می گویی که ناگزیر بودی که راجع به مثلا سوژه پریود شعری را بخوانی. آیا اگر آزاد بودی این کار را نمی کردی واقعا؟

- آزاد بودم یعنی اینکه جامعه ایران دچار نوعی از آن آزادی می شد؟

- آره

- خب این که ایده آل یک جامعه است. خب چه دلیلی دارد که من..

- خب سوژه ای مثل پریود را تو بحث فرهنگی نمی بینی. می گویی که اگر ایران آزاد باشد ما همچنین مشکلی نخواهیم داشت که…

- نه، نه، آزادی برای من رفع یک حکومت نیست. من اتفاقا این را در یک مصاحبه دیگر هم گفته بودم؛ ما اگر ایران همین فردا از چنگال این حکومت آزاد شود ما کار داریم کامبیز عزیز. ما خیلی کار داریم. این یک بحث جالب در مسائل سیاسی است که هر حکومتی برآیند تاریخ و نگاه جامعه شناسانه همان ملت است. این را ما نباید انکارش کنیم. همین شاهین نجفی که الان با تو دارد صحبت می کند درونش یک احمدی نژاد و یک خامنه ای خوابیده است، خودش خبر دارد یا ندارد. بحث سر این است. به همین دلیل آزادی چیزی نیست که با حکومت تو به دست بیاوری. آزادی از خودت شروع می شود. آزادی از فکرت شروع می شود، آزادی از روابط اجتماعیت شروع می شود. من دارم درباره جامعه ایی دارم صحبت می کنم که مدعی اخلاق است. اصلا حکومت ایران به کنار.. آن که اصلا بحثی درش نیست. همه درباره حکومت ایران به توافق رسیدیم که آقا این حکومت بد، زشت، اخی، کثیف. ما چی؟ ما کجای کار هستیم. من شاهین نجفی که می آیم غیبت رفیق خودم را می کنم.. ما در این مسائل پایین وسطحی اخلاقی مشکل داریم. منی که هنوز از کوروش حرف می زنم، از مسائل ناسیونالیستی حرف می زنم، آن سه شعار را به گردن می اندازم و دارم باهاش پز می دهم آیا بهش معتقدم؟ آیا دارم بر همین اساس رفتار می کنم؟ من الان خیلی متاسفم که انگار رفتم بالای منبر و قرار درس اخلاقی بدهم. من یک آدم ضد اخلاق هستم. اما سوال من از این جامعه این است که این جامعه ایی که صحبت از اخلاق می کند آیا خودش می خواهد به خودش بیاید، آیا می خواهد حرکتی انجام دهد؟ می خواهد کاری با خودش انجام دهد؟ این کار می خواهد از کجا شروع شود؟ این سوالاتی است که ما باید بکنیم. آیا جامعه ما جامعه تنبلی نیست؟  تنبلی به این معنا نه اینکه حالا بلند شود فردا اسلحه بردارد انقلاب کند. نه انقلاب درونی. با جرات بگویم اگر در فردای جامعه ایران ما نیاز به انقلابی داشته باشیم انقلاب شخصی است نه انقلاب اجتماعی.

- یعنی چه انقلاب شخصی؟ می شود بیشتر توضیح دهی.

یعنی هر شخصی باید روی خودش کار کند. یعنی از همین دقیقه ایی که کسی صحبت من را می شنود و خود من، هر لحظه و هر روز تو باید با انقلاب باشد. درونت باید انقلابی باشد. هر لحظه ات را باید نو بکنی. مگر انقلاب چیست؟ انقلاب یعنی تپندگی، یعنی هر روز زنده شدن. هر روز با خودت کلنجار بروی، هر روز خودت را نو کنی ، هر روز خودت را بشکنی و دوباره بسازی. کاری که من در هنر انجام می دهم با خودم همین است.

- یعنی داری انقلاب می کنی ؟

- در درون خودم. در درون خودم. گفتم نه به معنای سیاسی خودش. انقلاب سیاسی که کار من نیست. من هنرمند هستم. اگر من به قولی از پس خودم بر بیایم هنر کردم.

- آقای نجفی اگر حرف خاصی دیگری ندارید من خیلی تشکر می کنم که آمدید. اما هنوز وقت داریم اگر می خواهید صحبتی بکنید من در خدمت هستم.

نه والا صحبت خاصی نیست و در واقع در انتها آرزوی سلامت برای خودت و برای تک تک کسانیکه مخاطبت هستند و آرزوی آرامش و امنیت.