ضیا نبوی در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه از بی‌عدالتی و رفتارغیرقانونی با خود درجریان بازداشت و پس از آن سخن گفته است.

۲ اسفند ۱۳۸۸- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران یک نسخه از نامه ای را که دانشجوی محروم از تحصیلی که ۱۵ سال به زندان محکوم شده، بدست آورده است که حکایت از نهایت فقدان مستندات در اثبات اتهامات علیه او و همچنین ماهیت خودسرانه بودن دادگاه نمایشی ای دارد که او را محکوم کرده است. سید ضیاء نبوی نامه خود را به رئیس قوه فضائیه؛ آیت الله صادق لاریجانی از داخل زندان اوین، بند ۳۰۵ نوشته و خواستار یک محاکمه عادلانه شده است.

هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد این نامه گفت:” این نامه یک سند مهم است که نشان می دهد که قوه قضائیه چطور بطور باورنکردنی این احکام غیر عادلانه وطولانی مدت زندان را بدون هیچ گونه سندی علیه این جوانان صادر می کند.”
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به آیت الله لاریجانی توصیه کرد که فورا این ناتوانی آشکار قوه قضائیه را در اثبات اتهامات علیه ضیاء نبوی، مورد بررسی قرار بدهد و همچنین به این دادگاه های نمایشی آشکارا غیر عادلانه، فورا پایان دهد. علاوه بر ضیاء نبوی، صدها نفر دیگر یا به همین روش تا بحال محاکمه شده و حکم دریافت کرده اند یا در انتظار محاکمات مشابه هستند.

(متن کامل نامه ضیانبوی برای اولین بار توسط کمپین بین المللی حقوق بشر درایران منتشرمی شود که می توانید ۹صفحه آن را در زیرببینید.)

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی جدی خود از وضعیت هفت “دانشجویان ستاره دار” زندانی دیگر و روند بازداشت ومحاکمات غیر عادلانه آنها از جمله: سمیه رشیدی، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، پیمان عارف، مجید داری، مهدیه گلرو و سعید جلایی فر ابراز کرد. از این میان، مجید دری تاکنون محاکمه و در دادگاه بدوی به ۱۱ سال زندان که ۱۰ سال آن بدلیل اتهام واهی ارتباط با سازمان مجاهدین خلق میباشد محکوم شده است. همچنین کیوان صمیمی، مدافع حقوق بشر که در مورد رفع محرومیت از تحصیل “دانشجویان ستاره دار” فعالیت میکرد به ۶ سال زندان محکوم شده است. سمیه رشیدی پس از گذشت بیش از ۲ ماه بازداشت تنها یک بار با خانواده خود ملاقات داشته و و از حق دیدار با وکلای خود محروم بوده و آنان تاکنون به پونده وی دسترسی نداشته اند.

ضیاء نبوی در نامه خود که jتصویر آن در پایین آمده ، جزئیاتی از زمینه های قبلی، بازداشت، بازجویی و محاکمه خود را بیان کرده است. ضیاء نبوی دانش آموخته مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی نوشیوان بابل است که در سال ۱۳۸۵ یکی از حدود ۸۰ “دانشجوی ستاره داری” است که از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شد. از آن تاریخ تاکنون، ضیاء نبوی، مقامات را برای پایان دادن به این انکارهای خودسرانه و ناعادلانه نقض حق تحصیل با تشکیل کمپین حق تحصیل به چالش کشیده است.
نبوی در نامه خود اعلام کرد که وی به همراه هفت نفر دیگر از “دانشجویان ستاره دار” در بازداشت هستند و بشدت تحت فشار بوده تا اعتراف کند که این گروه توسط سازمان مجاهدین خلق که دارای سوابق مبارزات مسلحانه علیه دولت ایران است، تشکیل شده است.

نبوی در این نامه نوشت: من ” در شب روز ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸ در منزل یکی از آشنایان بازداشت شده و پس از گذراندن یک دوره ۱۰۰ روزه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹) به بند عمومی منتقل شده و اکنون در بند ۳۵۰ اوین به سر می برم.” وی در نامه خود چنین ادامه داده است :”بنده از زمان بازداشت تاکنون که ۷ ماه به طول انجامیده است، هنوز سندی را دال بر قرار بازداشت خود مشاهده ننموده ام و هرگز قرار بازداشت (به فرض صادر شدن !) تمدید نگردیده است.”

ضیاء نبوی در مورد رفتار با او چنین توضیح داده است :”بنده در طول بازجویی ها هرگز چیزی جز حقیقت نگفتم و علیرغم آنکه تحت فشارهای شدید روحی و گاها فیزیکی (بشین و پاشو، پس گردنی، لگد، توهین و تحقیر …) بودم، لیکن هرگز به هیچ جرمی ناکرده ای اعتراف نکرده ام که اساسا به دلیل فعالیت در فضای شیشه ای جنبش دانشجویی، هیچ مسئله ی قابل کتمانی در فعالیت ها محرومین از تحصیل وجود نداشت.”

ضیاء نبوی در نامه اش به رئیس قوه قضائیه اتهامات وارده علیه خود و حکم صادره را به این شرح توضیح داده است:
۱٫ اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور (۳ سال حبس تعزیری)،

۲٫ تبلیغ علیه نظام (۱ سال حبس تعزیری)،

۳٫ اخلال در نظم عمومی (۱ سال حبس تعزیری)،

۴٫ تشویش اذهان عمومی (۷۴ ضربه شلاق)،

۵٫ ارتباط و همکاری با گروهک منافقین (۱۰ سال حبس تعزیری در شهرستان ایذه).

چهار اتهام اول وارده علیه نبوی، به مشارکت او در تظاهرات پس از انتخابات مربوط می شود. نبوی در نامه اش به رئیس قوه قضائیه در این مورد نوشت “بنده فقط در تجمع روز ۲۵ خرداد از ساعت ۴:۳۰ تا ۵:۳۰ و در حد فاصل بین میدان انقلاب و وزارت کار حضو داشتم و این حضور نیز انفرادی و بدون همآهنگی با هیچ گروهی بوده است. در ضمن در این فاصله زمانی هیچ خشونتی نیز صورت نگرفته است و لذا اتهام اجتماع و تبانی و اخلال در نظمعمومی در مورد بنده نمی تواند موضوعیت داشته باشد.”

اتهام “ارتباط و همکاری” با سازمان مجاهدین خلق، ظاهرا به این موضوع که یکی از اعضای خانواده ضیاء نبوی عضو سازمان مجاهدین خلق در خارج از کشور است، مربوط بوده است. نبوی به این نکته اشاره کرده است که هیچ سندی مبنی بر همکاری وی با این گروه وجود ندارد و او نباید بخاطر فرد دیگری که عضو این گروه است مجازات شود.
نبوی در نامه خود در این باره نوشت:” بنده به واسطه ی موقعیت خاص خانوادگی که داشتم و با توجه به حساسیت های خاصی که متوجه خانواده ی بنده بود، همواره مراقب بودم که تا هیچگاه، حتی به صورت ناخود آگاه نیز، کوچکترین ارتباطی با گروه مزبور برقرار نکنم و به همین واسطه و همانطور که در گزارش وزارت اطلاعات نیز ذکر شده، بنده به هیچ تماس مشکوکی، حتی از سوی خبرگزاریها نیز پاسخ نمی دادم و در کمال ناباوری مشاهده می شود که این استنکاف از ارتباط که منطقا می بایست مدرکی به نفع بنده باشد به گونه ای ناباورانه علیه بنده استفاده شد و مستند حکم ۱۰ سال حبس تعزیری به جرم ارتباط و همکاری با منافقین قرار گرفته است.”

ضیاء نبوی در پایان نامه خود از آیت الله لاریجانی؛ رئیس قوه قضائیه خواسته است که برای ثابت کردن ناعادلانه بودن محاکمه اش و بخاطر شواهد بیش از حد در باره بی گناهی اش، فقط امکان تجدید نظر خواهی عادلانه را تامین کند و برای دیگر دانشجویان نیز روندی قانونی و عادلانه طی شود.

برای خواندن متن کامل نامه ضیا نبوی روی صفحات زیر کلیک کنید: