محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سابق آرش صادقی که به دلیل تقاضای پدر این زندانی مجددا پیگیر وضعیت او شده است در خصوص اینکه به چه علت او مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعیت روحی و جسمی او به چه صورت است و آیا توانسته او را ببیند پاسخی نداد و تنها در خصوص وضعیت پرونده اش گفت:« با پیگیری های که در چند روز گذشته داشتم فکر می کنم به زودی برای پرونده جدید او کیفرخواست صادر شود و آن را به دادگاه بفرستند.»

وکیل سابق آرش صادقی در خصوص آخرین وضعیت این زندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« طی پیگیری های که انجام دادم مطمئن شدم که او زنده است و شایعاتی که در موردش بود درست نیست.» اما محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سابق این زندانی سیاسی در خصوص اینکه آیا او مورد ضرب و شتم مسولان زندان گرفته است و چرا به بند عمومی منتقل نمی شود و آیا خانواده اش موفق به ملاقات با او شده اند، پاسخی نداد و گفت:« من نمی توانم جواب اینها را بدهم. ما خیلی نگران بودیم که آیا آرش زنده است یا نه و در روزهای گذشته اطمینان پیدا کردم که زنده است.»

۲۰۰ نفر از فعالان سیاسی در اعتراض به وضعیت آرش صادقی و بی خبری مطلق از او چند روز گذشته نامه ای خطاب به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر کردند مبنی بر اینکه آرش صادقی به علت ضرب و شتم از سوی ماموران دست به اعتصاب غذا در بند ۲۰۹ زندان اوین زده است و سلامت روحی و جسمی او در ابهام است. به دنبال این نامه شایعاتی که زنده بودن او را به طور کل زیر سوال می برد قوت گرفت.

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سابق آرش صادقی که به دلیل تقاضای پدر این زندانی مجددا پیگیر وضعیت او شده است در خصوص اینکه به چه علت او مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعیت روحی و جسمی او به چه صورت است و آیا توانسته او را ببیند پاسخی نداد و تنها در خصوص وضعیت پرونده اش گفت:« با پیگیری های که در چند روز گذشته داشتم فکر می کنم به زودی برای پرونده جدید او کیفرخواست صادر شود و آن را به دادگاه بفرستند.»

آرش صادقی، دانشجوی ترم ششم کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در انتخابات سال ۱۳۸۸ بود که در ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸ به دنبال اعتراضات خیابانی دستگیر شد و در شهریور همان سال بدون دریافت حکم یا تفهیم اتهام آزاد شد. آرش صادقی مهرماه همان سال به دانشگاه علامه طباطبایی برای ادامه تحصیل رفت اما مجددا در آذر ماه دستگیر شد و در اسفند ماه ۸۸ مجددا بدون تفهیم اتهام و صدور حکم آزاد شد. او بار دیگر در خرداد ماه ۱۳۸۹ دستگیر شد و شهریور ماه همان سال آزاد شد. او پس از آزادی توسط وکیلش، محمود علیزاده طباطبایی، باخبر شد که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی او را مجموعا در این چند دوره بازداشت به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۶ سال حبس محکوم کرده است.

اما بار دیگر ماموران اطلاعات ساعت ۴ صبح، هشتم آبان ماه ۱۳۸۹ به خانه این دانشجو به قصد دستگیری او حمله کردند که در اثر شوک این هجوم مادرش دچار ایست قلبی شد و فوت کرد. آرش صادقی  آن روز در منزل نبود. او پس از آن متواری شد اما در تاریخ ۳۰ آذرماه سال ۱۳۸۹ خودش را به زندان اوین معرفی کرد. او بلافاصله پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و در آنجا توسط ماموران اطلاعات تحت شکنجه قرار گرفت تا تکذیبه ای را در خصوص ارتباط مرگ مادرش با حمله ماموران امنیتی امضا کند.

پیمان عارف، زندان عقیدتی سابق که در دوره ای هم بندی آرش صادقی بود به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« آرش در بند ۲۰۹ زندان اوین چنان مورد شکنجه برای امضا آن تکذیبه قرار گرفته بود که کتف دست راستش شکسته بود و وقتی به بند عمومی منتقل شد دکتر بند برای او ده جلسه فیزیوتراپی نوشت. من همه اینها را شاهد بودم. آرش آنقدر مورد شکنجه قرار گرفته بود که حتی دیگر نمی توانست دست راستش را بلند کند. یکسال بعد از بازداشتش و تقریبا یکماه قبل از آزادیش از روند حکمش مطلع شد که دادگاه تجدید نظر حکم او را از ۶ سال به ۵ سال زندان تخفیف داده است که فقط یکسال آن مشمول حکم تعزیری بود بنابراین او در تاریخ ۲۴ آذرماه ۱۳۹۰ از زندان آزاد شد.»

اما این آزادی زیاد طول نکشید و او مجددا در تاریخ ۲۵ دی ماه ۱۳۹۰ دستگیر شد و از آن زمان تا کنون در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد و هنوز اتهام جدید او اعلام نشده است.

پیمان عارف در پاسخ به این سوال که آیا آرش صادقی در آخرین دوره آزادیش فعالیت سیاسی داشته است، گفت:« آرش را من دوبار در آن مدت دیدم. او آنقدر افسرده و غمگین بود که کار خاصی نمی توانست بکند. شما فکر کنید با مرگ مادرش به زندان رفته بود و وقتی بیرون آمد خانواده اش او را مقصر مرگ مادرش می دانستند. به شدت افسرده بود. می دانم که در آن مدت یکبار به دانشگاه علامه برای پیگیری کارهای تحصیلش رفت که به او گفته بودند دیگر امکان تحصیل ندارد. تا آنجا که من می دانم بازجویش به او یکبار زنگ زده بود و با فحاشی گفته بود که او قصد دارد برای انتخابات مجلس خبرگان دانشگاه علامه را شلوغ کند و قصدش تحریم انتخابات است. دو روز پس از این تماس او سر کوچه خانه پدربزرگش دستگیر شد.»

پیمان عارف گفت:« از آن زمان تا کنون کسی او را در بند عمومی یا اتاق های عمومی بند ۲۰۹ ندیده است. این به معنای این است که او از زمان بازداشت تا کنون در سلول انفرادی است و کسی هم از سلامت و زنده بودن او خبری ندارد. در تمام این یکسال و نیمه گذشته او فقط دو ملاقات با پدربزرگش داشته است. هیچ کس هیچ اطلاعی از او ندارد.»