یک منبع آگاه: «خانواده این دو زندانی تا کنون به زندان اهواز و کارون و ستاد خبری اداره اطلاعات اهواز مراجعه کرده و پیگیر وضعیت فرزندانشان شدند اما هیچ جوابی نگرفتند. تنها جوابی که تاکنون به آنها داده شده این است که آنها را به اهواز منتقل کردند. اما دیگر نمی دانیم آنها کجا هستند. زنده اند یا مرده.»

یک منبع نزدیک به خانواده علی چبیشاط، زندانی عرب محکوم به اعدام به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که از  روز سه شنبه ۲۷ اسفند ماه سال ۱۳۹۲ تا کنون از این زندانی به همراه زندانی عرب دیگر به نام سید خالد موسوی هیچ خبری در دست نیست. این دو زندانی در روز ۲۷ اسفند ماه از سوی ماموران زندان دزفول به جای نامعلومی منتقل شده اند و علیرغم پیگیری خانواده ها تا کنون از وضعیت سلامتی آنها هیچ خبری در دست نیست. این منبع گفت خانواده این دو زندانی نگران هستند که مبادا آنها اعدام شده اند.

این منبع آگاه به کمپین گفت: «روز سه شنبه ۲۷ اسفند ماه سال گذشته خانواده علی و خالد برای ملاقات آخر سال به زندان رفته بودند اما در آنجا به آنها گفته شد که دیگر این دو نفر آنجا نیستند اما مسولان زندان به آنها نگفتند که به کجا منتقل شده اند.»

این منبع نزدیک به خانواده علی چیبشاط که نخواست نامش به دلایل امنیتی فاش شود به کمپین گفت: «تا جاییکه خانواده این دو زندانی عرب خبر دارند هنوز حکم اعدام آنها از سوی دیوان عالی کشور تایید نشده است. با این حال خانواده ها نگران هستند که مبادا حکم بدون اطلاع آنها تایید شده و به همین دلیل ماموران آنها را برای اجرای حکم از زندان دزفول خارج کرده اند. چند ماه پیش هم دو زندانی دیگر عرب به طور مخفیانه اعدام شدند و هنوز جنازه هایشان هم به خانواده هایشان تحویل داده نشده است.»

علی چبیشاط، سید خالد موسوی و سلمان چایانی سه عرب اهل اهواز روز ۲۰ آبان ماه سال ۱۳۹۱ به اتهام انفجار لوله گاز طبیعی اهواز در شهر شوش دستگیر شدند. آنها در شهریور ماه ۱۳۹۲ از سوی قاضی سید محمد باقر موسوی در شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی محاکمه شدند. علی چبیشاط و سید خالد موسوی به اعدام محکوم شدند و سلمان چایانی به ۲۵ سال زندان و تبعید به شهر یزد محکوم شد.  در حال حاضر سلمان چایانی در زندان دزفول به سر می برد.

این منبع گفت: «خانواده این دو زندانی تا کنون به زندان اهواز، زندان کارون و ستاد خبری اداره اطلاعات اهواز مراجعه کرده و پیگیر وضعیت فرزندانشان شدند اما هیچ جوابی نگرفتند. تنها جوابی که تاکنون به آنها داده شده این است که آنها را به اهواز منتقل کردند اما اینکه کجا و چرا مشخص نیست. زندانیان داخل زندان دزفول تایید کرده اند که علی و خالد از روز ۲۷ اسفند ماه در زندان دیده نشده اند. اما دیگر نمی دانیم آنها کجا هستند. زنده اند یا مرده.»

 در تاریخ ۱۶ آذر ماه سال ۱۳۹۲، هادی راشدی و هاشم شعبانی دو زندانی عرب از زندان کارون اهواز به مکان نامعلومی منتقل شدند و در تاریخ ۹ بهمن ماه ۱۳۹۲ طی تماس تلفنی به خانواده های آنها اعلام شد که اعدام شده اند. تاکنون جنازه این دو زندانی به خانواده ها تحویل داده نشده است و همچنین آنها از تاریخ دقیق اعدام این دو زندانی بی خبر هستند.

این مبنع نزدیک به خانواده علی چیبشاط در خصوص درخواست خانواده این دو عرب زندانی از مقامات قضایی کشور گفت: «درخواست زیادی ندارند فقط می خواهند به آنها گفته شود بچه هایشان کجا هستند و پس از آن برایشان یک محاکمه عادلانه برگزار شود.»

این منبع نزدیک به خانواده با اظهار اینکه این دو زندانی  زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده اند به کمپین گفت: «علی و خالد در ملاقات به خانواده هایشان گفته اند که آنها زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده اند. آنها گفته بودند که اگر شما هم به جای ما بودید همین کار را می کردید و به هر چه بازجویان می خواسته اند اعتراف می کردید. علی به خانواده اش گفته هر کاری که تصورش را بکنید با ما انجام داده اند. خانواده اش وقتی برای اولین بار او را دیده بودند یکی از دنده هایش شکسته بود و نمی توانسته به راحتی از روی صندلی بلند شود.»

این منبع افزود: «آنها به خانواده های خود گفته اند که بازجویان به آنها اتهاماتشان را را روی برگه ای نشان داده اند و بعد خواسته اند زیر برگه را امضا کنند. گفته بودند حتی یکبار هم وکیلشان را ندیده اند. در طول بازجویی فقط یکبار آنها را از سلول شان خارج کرده و به اتاقی برده اند که در آن دوربین بوده و خواسته اند چیزهای را جلوی دوربین بگویند و بگویند که آنها در انفجار خط لوله گاز اهواز دست داشته اند.»

این منبع همچنین در خصوص آخرین وضعیت خانواده علی چبیشاط به کمپین گفت:‌«خانواده اش در روز ملاقات از پشت شیشه برگه ای را به او نشان می دهند که باید می خوانده اما گفته نمی تواند ببیند. او قبل از زندان مشکل بینایی نداشت. علی به خانواه اش گفته بوده که قبل از اینکه اعدامشان کنند خودشان در زندان می میرند. این دو نفر آنقدر زیر شکنجه صدمه دیده بودند که حال و روز خوبی نداشتند.»