مهدیه گلرو، دانشجویی که در دولت محمود احمدی نژاد به دلیل فعالیت های دانشجویی و مدنی از تحصیل محروم شد، در شمار«دانشجویان ستاره‎دار» قرار گرفت و پس از آن در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ پس از اعتراض به «ستاره‎دار» شدن خود بازداشت و ۳۰ ماه زندانی شد، در نامه ای به حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی با انتقاد از عدم تحقق وعده انتخاباتی او درباره «بازگشت دانشجویان ستاره دار به دانشگاه»، اعلام کرد که «من هنوز ممنوع الورود به دانشگاه هستم و من هنوز ستاره دارم.»

مهدیه گلرو، دانشجوی ستاره دار دانشگاه علامه طباطبایی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود. او در تاریخ ۱۱ آذر ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی از سوی دادگاه انقلاب به دو سال و چهار ماه حبس محکوم شد. مهدیه گلرو پس از اتمام دوران محکومیتش در اردبیهشت ماه سال ۱۳۹۱ از زندان آزاد شد و پس از مطرح شدن امکان برگشت دانشجویان ستاره دار به دانشگاه ها در دوران وزارت رضا فرجی دانا، وزیر سابق علوم  در دولت روحانی، او نیز مانند بسیاری از دانشجویان دیگر تقاضای بازگشت به دانشگاه داد اما اکنون در ماه های پایانی دولت حسن روحانی، نامه مهدیه گلرو نشان می دهد که این دانشجوی ستاره ‎دار هنوز از تحصیل در دانشگاه محروم است.

مهدیه گلرو در این نامه که روز ۱۵ آذر ماه به حسن روحانی نوشته خطاب به رئیس جمهوری اسلامی نوشته است: «من مهدیه گلرو ورودی سال ۸۲ در رشته اقتصاد صنعتی-دانشگاه علامه طباطبایی هستم.در سال ۱۳۸۶ و پس از تغییرات پررنگ در فضای آموزش عالی، من و تعداد بسیاری از دانشجویان معترض در کمیته انضباطی به دو ترم محرومیت از تحصیل همراه با ممنوع الورودی به دانشگاه محکوم شدیم.آن هم در شرایطی که مشغول به تحصیل در ترم آخر بوده و درزمان اجرای حکم(خرداد۸۶) در آستانه امتحانات آخرین ترم تحصیلی بوده ام.این محرومیت اما در پایان هر ترم تمدید شده و در مقابل، من نیز چون دیگر دانشجویان محروم از تحصیل در تمام آن سالها همواره از طریق وزارت علوم وقت پیگیر احقاق این حق پایمال شده بودم.»

این دانشجوی محروم از تحصیل و ستاره‌ دار با اشاره به اینکه «در جریات اعتراضات به انتخابات سال ۸۸ بازداشت شده و ۳۰ ماه را در زندان گذراندم»، نوشته است: «دراولین روزهای پس از آزادی به دانشگاه علامه مراجعه کرده اما با نامه اخراج خود به تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ مواجه شدم. این در حالی است که در تاریخ مذکور در حال گذراندن دوره محکومیت خود بوده و در این روند بررسی پرونده آموزشی ماده‎های ۴۸-۴۹-۵۰ مشور حقوق دانشجویی» نادیده گرفته شده بود.

در ادامه این نامه مهدیه گلرو تاکید کرده است که پس از آزادی از زندان و مواجه با حکم اخراج خود از دانشگاه در دولت سابق «آنقدر ناامید» بوده است که «تلاشی برای پیگیری حقوق از دست رفته خود» انجام نداده اما با روی تغیر دولت در ایران، امید بازگشت به دانشگاه و رفع محرومیت از تحصیل در او و دیگر دانشجویان «ستاره دار» زنده شده است.

مهدیه گلرو در این باره خطاب به حسن روحانی نوشته است: «شما که در اولین روزها ما را به احقاق حقوق از دست رفته امیدوار کردید و در زمان کارزار انتخاباتی خود تاکیدات زیادی بر وضعیت دانشگاه، دانشجویان و اساتید نمودید» و حتی «به خاطر داریم که در جایی گفتید: کرامت را به دانشگاه و دانشجو بازمی گردانید، و جای دیگری نیز با اشاره به دانشجویان محروم از تحصیل تاکید نمودید که: بایدعنوان دانشجوی ستاره دار را کنار بگذاریم؛ دانشجو باید در فعالیت سیاسی و علمی آزاد باشد وخطوط قرمز اقدامات او مصالح و منافع ملی است، و پس از این بود که «از روزهای اول دولت یازدهم]دولت روحانی[ کفش آهنین پوشیدم و از اولین کسانی بودم که در زمان فراخوان آقای جعفر توفیقی]سرپرست وزارت علوم در دولت روحانی[ مدارک و نامه و درخواست را روانه وزارت علوم تدبیر و امید کردم اما از تدبیرش حق ما برنگشت و از امیدش نیز امید سالهای جوانی بر باد رفتهما همچنان نا امید ماند.l

این دانشجوی ستاره دار با اشاره به موانعی که از سوی مقام های دولتی به عنوان دلیل تاخیر در تحقق وعده حسن روحانی برای «بازگشت دانشجویان ستاره دار به دانشگاه» در سه سال گذشته مطرح شده، آورده است: «در این چند سال دولت یازدهم هر روز کسی مانع بود. یک روز یک نماینده تندرو در مجلس، روز دیگر نیروهای امنیتی، روزی وزارت علوم تحت فشار بود و نمی توانست وارد پرونده شود و یک روز که همه آماده امضا بودند رئیس دانشگاه از اخلال در نظم دانشگاه و کرسی ریاستش بیم داشت.»

مهدیه گلرو  تاکید کرده است که به رغم گذشت بیش از سه سال از وعده حسن روحانی برای بازگرداندن دانشجویان ستاره دار به دانشگاه «من هنوز ممنوع الورود به دانشگاه هستم، اما من هنوز ستاره دارم، با این سوال مداوم در ذهنم که به راستی کرامت من کجاست؟»

این دانشجوی محروم از تحصیل ضمن تاکید بر «حق التحصیل» به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر در نامه خود نوشته است: «آقای روحانی، شما حقوق‎دادن هستید و چنانچه می‎دانید بحث تحصیل از حقوقی است که اساسا در قانون پیش بینین شده است و به معنی اخص، حقوق اجتماعی نیست که بتوان به موجب حکم دادگاه از آن جلوگیری کرد. بنابراین اشتغال به تحصیل از مواردی است که حق ذاتی و اساسی اشخاص است و نمیتوان آن را سلب کرد. وقتی ما زندانیان را تشویق می کنیم که درس بخوانند و ادامه تحصیل دهند چطورمی شود کسی که بیرون از زندان است را از تحصیل منع کرده و این حق بدیهی و اولیه را از او سلب کنیم؟ آیا این یک تناقض آشکار نیست؟»

در بخش دیگری از این نامه مهدیه گلرو نوشته وجود اینکه  «در این سال‎ها به همت سیاست‎های غلط ارزش مدارکدانشگاهی کاهش یافته است و بارها برای دلداری از عزیزان و رفقایمان شنیده ام که نداشتن این مدرک مهم نیست»، تاکید کرده است که با این همه «زخم عمیقش همچون خوره تمام وجودم را می خورد و هر سال مهر تعداد سال ها را از ۸۲ می شمارم. در طول دولت حضرتعالی بارها بسیار امیدوار شدم و بارها ناامید، بارها قولها داده شد بارها بیم ها حواله گشت» اما «من به شما رای داده ام هر چند در دوره ریاست جمهوری شما هم بی نصیب از زندان و انفرادی نبوده ام و به عنوان یک شهروند ایرانی بنا به گفته خودتان محق سوال کردن از شما هستم.»

مهدیه گلرو در پایان نامه خود خطاب به حسن روحانی نوشته است:  «هدفش از نگارش این نامه «شرح سنگینی بار ۱۰ ساله این ستاره هاست، نمی‎دانم امیدوار باشم که ندانید بر ما چه رفته که نهج البلاغه از حاکمان بی خبر از مردم گفته یا امیدوار باشم که بدانید که ما را از تدبیر و امید وعده داده شده بی نصیب گذاشته اید»، و با اینکه «هر بار می‎گویم این آخرین نامه است، این آخرین بار است که به وزارت علوم می روم اما دوباره و دوباره می روم و می نویسم چون ایمان دارم حق گرفتنی است.»

«ستاره دار» کردن داوطلبان تحصیل در آموزش‎عالی و به ویژه شماری از دانشجویانی که در آزموش علمی دوره کارشناسی ارشد و دکترا قبول شده اما به دلایل سیاسی-عقیدتی،مذهبی، مذهبی-فرهنگی یا اجتماعی از تحصیل محروم می شوند اولین بار در تابستان سال ۸۵ همزمان با اولین سالگرد رسیدن محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری در ایران علنی شد.هرچند اخراج و محرومیت از تحصیل به روش های مختلف در تمام سال های پس از «انقلاب فرهنگی» در ایران ادامه داشته است.

در شهریور سال ۱۳۸۵ شماری از دانشجویان ستاره دار با برگزاری تجمع‌های اعتراض آمیز مقابل سازمان سنجش، مجلس شورای اسلامی و نیز وزارت علوم اعلام کردند که به رغم قبولی در آزمون علمی دانشگاه ها مقام های دولتی از ثبت نام آنها به دلیل «درج ستاره در کارنامه هایشان» جلوگیری کرده اند.

دانشجویان ستاره دار در اعتراضات خود اعلام کردند که در جریان گزینش دانشجو برای مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا از سوی هیات مرکزی گزینش با سه درجه مختلف «یک ستاره» به معنای امکان ادامه تحصیل با اخذ تعهد مبنی بر «عدم فعالیت سیاسی نامطلوب»، «دو ستاره» به معنای اینکه « براساس نظر وزارت اطلاعات از نظر سیاسی صلاحیت ادامه تحصیل در آموزش عالی را ندارند» اما برای ثبت نام باید دو  تعهدنامه را امضاء می کردند تعهد اول مبنی بر پایان دادن به فعالیت های شان و تعهد دوم اینکه در صورت ادامه فعالیت می پذیرند که قبولی شان در دانشگاه «کان لم یکن تلقی شود»، و دانشجوی «سه ستاره» شامل پذیرفته شدگان علمی که «صلاحیت آن ها از سوی هیات مرکزی گزینش وزارت علوم و وزارت اطلاعات به کلی رد شده» است.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ موضوع «دانشجویان ستاره دار» به یکی از موضوعات اصلی مناظره های انتخاباتی تبدیل شد و هنگامی که محمود احمدی نژاد وجود چنین دانشجویانی را انکار کرد، شماری از دانشجویان ستاره دار به تجمع مقابل وزارت علوم وقت اقدام کردند. قریب به اتفاق این دانشجویان ستاره دار در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران به زندان های سنگین محکوم شدند.

حسن روحانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ وعده داده بود که دانشجویان ستاره دار را به دانشپاه باز می گرداند. با وجود اینکه جعفر توفیقی سرپرست وزارت علوم در دولت روحانی و پس از آن رضا فرجی دانا وزیر علوم اقداماتی برای بازگشت دانشجویان ستاره دار به دانشپاه ها انجام دادند اما با استیضاح رضا فرجی دانا در مجلس نهم که اکثریت ر آن با نمایندگان اصولگرا بود، بازگشت بسیاری از این دانشجویان با مانع دوباره مواجه شد. با آنکه با تشکیل مجلس دهم که اکثریت آن با دولت حسن روحانی همسو است، در یک سال گذشته اقدامی برای رفع موانع تحصیل «دانشجویان ستاره دار» توسط دولت روحانی یا نمایندگان مجلس انجام نشده است و در مقابل شماری از دانشجویان «بهائی» نیز از دانشگاه اخراج شده اند.