جغرافیای جنایت؛ روایتهای اختصاصی از کشتار و سرکوب معترضان در شهرهای ایران

شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ – گستردگی دامنه جغرافیایی کشتار در جریان اعتراضات مردمی دی ۴۰۴ در سابقه تاریک جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات ضد حکومتی و برخورد با مخالفان، بیسابقه است؛ اعتراضاتی که طی مدت زمان کوتاهی از مناطق محدودی در بازار تهران به بیش از ۲۰۰ شهر در ۳۱ استان کشور گسترش یافت. هرچند که سرکوب این اعتراضات از همان روزهای ابتدایی در مقایسی محدود شروع شد اما نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی بهخصوص در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه همزمان با قطع کامل اینترنت و راههای ارتباطی مردم، دست به کشتاری بیسابقه در همه خیابانهای کشور زدند و دهها هزار نفر از مردم معترض و غیرنظامی را کشتند. باوجود قطعی اینترنت و مخاطرات اطلاعرسانی از ایران، تایید شمار دقیق جانباختگان به تفکیک شهرهای کشور کار بسیاری دشواری است اما بررسیهای کمپین حقوق بشر و گفتوگو با شاهدان عینی در شماری از شهرهای کوچک و کمتر شناختهشده در ایران نشان میدهد که حاکمیت خشنتر از هر زمان دیگری دست به کشتار معترضان و پس از آن بازداشت و فشار و تهدید خانوادهها در این مناطق زده است. مناطقی که اگرچه صحنه خشن کشتار مردم معترض بودهاند اما هنوز تصاویر و روایتهای کمی از آنها بیرون آمده است.
عدم دسترسی بسیاری از شهروندان در شهرهای کوچک و کم جمعیت به اینترنت استارلینک و حتی اینترنت عادی باعث شده است که ابعاد سرکوب در بسیاری از شهرهای کشور مسکوت باقی بماند و تهدیدهای مکرر و البته کنترل شدید راحت شهرهای کوچک از سوی نیروهای امنیتی باعث شده تا تصویری گنگ از وضعیت کشتار و سرکوب در این شهرها در خبرها منعکس شود.
کمپین حقوق بشر ایران در فاصله زمانی پنجشنبه ۲۲ ژانویه تا سهشنبه ۲۷ ژانویه ، با شماری از شهروندان در برخی شهرهای کشور در استانهای کرمان، لرستان، خوزستان، کردستان، خراسان رضوی، گلستان، کرمانشاه و مرکزی ،که روایتهای کمتری از آنها منتشر شده ، مصاحبه کرده است. اطلاعات به دست آمده از شاهدان عینی و منابع مطلع نشان میدهد جو سرکوب، ارعاب و شرایط حکومت نظامی همچنان در این شهرها پابرجاست. شمار بالای بازداشتها و برخوردهای خشن با بازداشتشدگان و همچنین مواضع بیرحمانه مقامهای قضایی در محاکمه افراد باعث شده است تا امکان صدور و اجرای احکام اعدام بیش از پیش جدی باشد.
این شاهدان عینی و منابع مطلع از کارزاری بیمهار از بهکارگیری نیروی مرگبار و خشونت افراطی حکومتی سخن گفتهاند درباره شیوه و شگردهای قتل معترضان به دست نیروهای حکومتی با قساوتی بیمانند شهادت دادند.
به گفته اسفندیار آبان، پژوهشگر ارشد کمپین حقوق بشر ایران «آنچه ما در شهرهای کوچک ایران مستند میکنیم، یک کارزار هماهنگِ کشتار جمعی و ناپدیدسازی قهری است که عامدانه در مناطقی اجرایی میشود که جهان قادر به دیدن آنها نیست. بسیاری از شهرهای ایران به میدانهای کشتار و زندانهای مخفی تبدیل شدهاند. مردم در خیابانها هدف گلوله قرار میگیرند، شبانه از خانههایشان ربوده میشوند و سپس ناپدید میشوند؛ نه نامی، نه پروندهای، و نه پاسخی برای خانوادهها.»
اسفندیار آبان تأکید کرد: «الگوی کشتار جمعی، بازداشتهای مخفیانه و محاکمههای دستهجمعی بدون وکیل نشاندهندهٔ عزم راسخ در بالاترین سطوح حاکمیت جهت سرکوبی فراتر از هر زمان دیگری در تاریخ جمهوری اسلامی است؛ مصادیق دقیق جنایت علیه بشریت.»
یافتههای کلیدی گزارش:
- شب پنجشنبه بین ساعت ۸ تا ۹ شب دستور کشتار معترضان به هر روش ممکن صادر شده است؛ شلیک به سر، شلیک با کلت کمری از فاصله نزدیک، حمله به معترضان با قمه و چاقو.
- نیروهای سرکوبگر با نشانهگذاری از طریق لیزر شهروندان معترض را شناسایی و هدف گلوله جنگی قرار میدادند
- در بسیاری از شهرها نیروی سرکوب از سلاحهای نیمهسنگین مانند دوشکا علیه معترضان استفاده کردهاند.
- در برخی شهرهای کوچک از گلولههای ساچمهای با قدرت تخریب و آسیب شدیدتر نسبت به موارد قبل استفاده میکردند
- بسیاری از جانباختگان و آسیبدیدگان شهروندان بودند که صرفا در خیابان بودند و اصلا جزو معترضین نبودند
- بسیاری از معترضان در هنگام کمک به معترضان زخمی مورد هدف گلوله قرار گرفتند
- نیروهای بسیج و سپاه نقش اصلی در کشتار روزهای پنجشنبه و جمعه داشتند
- پس از کشتار روند بازداشتهای خودسرانه معترضان پس از یورش به خانههای شهروندان شروع شده و همچنان ادامه دارد
- نیروهای امنیتی و لباس شخصی از طریق بازداشتهای خشن و شبانه سعی در ایجاد رعب و وحشت بین مردم دارند
- تهدید و فشارهای امنیتی در شهرهای کوچک بر کادر پزشکی و پزشکانی که به مجروحان کمک کردهاند شدت گرفته است
- برگزاری محاکمههای دستهجمعی و محرومیت از دسترسی به وکیل
- انتساب اتهامات واهی به معترضان که میتواند موجب صدور احکام اعدام شود
- تهدید و فشار شدید بر خانواده جانباختگان اعمال میشود. همچنین فشارهای امنیتی و پلیسی بر خانوادههایی که اعضایی در خارج از کشور دارند شدت گرفته است تا عضو ساکن خارج از ایران را به سکوت و عدم اطلاعرسانی مجبور کنند
- خانوادههای جانباختگان برای تحویل پیکر عزیزان خود مجبور به پرداخت پول بودند و یا اینکه به دروغ بگویند فرزندشان عضو بسیج بوده است
موارد مورد نگرانی و هشدار دهنده:
- پس از کشتار گسترده مردم مهمترین نگرانی در شهرهای کوچک و کمجمعیت ایران، وضعیت نامشخص بازداشتشدگان است. بازداشتهایی که به دلیل به کار گیری روشهای وحشیانه و خارج از هر ضابطه و قانونی میتواند مصداق آدمربایی و ناپدیدسازی قهری باشند.
- شیوه برخورد با بازداشتشدگان و ممانعت از دسترسی آنها به حقوق ابتداییشان یعنی تماس با خانواده و یا وکیل و همچنین تهدیدهای مکرر خانواده بازداشتشدگان، سرآغاز روندی مخاطرهآمیز برای مجازات سنگین بازداشتشدگان است. موضوعی که میتواند مقدمات اجرای احکام فلهای اعدام را فراهم کند.
- تعداد بالای بازداشتشدگان و بیاطلاعی از شرایط نگهداری آنان بهخصوص در شهرهای کوچک نگرانیها از شکنجه جنسی، جسمی و روانی معترضان را بسیار زیاد کرده است.
- ناگزیری مجروحان به ترک محل زندگی و شهر خود به دلیل نگرانی از بازداشت و دشوار شدن روند درمان، به طور جد بر نگرانیها درباره سلامت جسمی آنان افزوده است.
درخواستهای کمپین حقوق بشر ایران از دولتهای جهان:
- قطع کامل روابط دیپلماتیک و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران
- فعال سازی فوری و موثر منابع و راهکارهای فناورانه برای فراهمکردن دسترسی رایگان، امن و بدون فیلتر مردم ایران به اینترنت
- فعالسازی سازوکارهای صلاحیت قضایی جهانی برای پیگیری مسئولیت کیفری عاملان جمهوری اسلامی
- تقویت و گسترش تحریمهای هدفمند و مسدودسازی داراییها علیه مقامها، قضات، فرماندهان سپاه، رهبران بسیج و نهادهای امنیتیِ مسئول صدور یا اجرای کشتارها، بازداشتهای جمعی، شکنجه و ناپدیدسازیهای قهری
- ایجاد مسیرهای فوری حفاظت اضطراری—از جمله ویزای بشردوستانه و پناهندگی—برای معترضان مجروح، خانوادههای در معرض تهدید، روزنامهنگاران، کارکنان درمانی و مدافعان حقوق بشر
- حمایت از مستندسازی، حفظ ادله و شهادت بازماندگان و حصول این اطمینان که جنایات جمهوری اسلامی قابل انکار یا محو شدن نیستند
خرم آباد؛ انبوده تنهای بیجان در سردخانه عشایر
خرمآباد – مرکز استان لرستان – جمعیت حدود ۳۷۰ هزار نفر
خرمآباد یکی از کانونهای اصلی اعتراضات مردمی از همان روزهای ابتدایی بود؛ روند برخورد و سرکوب اعتراضات مردمی در این شهر نیز از همان روزهای ابتدایی اعتراضات شروع شد. روز ۱۱ دی ۱۴۰۴ خبر بازداشت و پخش اعترافات اجباری معترضین در شهر خرمآباد منتشر شد. رفته رفته با گستردهتر شدن اعتراضات در خرمآباد، بر شمار بازداشتشدگان به دست وزارت اطلاعات و همچنین شدت برخورد با معترضان در این شهر نیز افزوده میشد. از جمله این برخوردها برای مقابله با اعتراضات مردمی، شلیک گلولههای ساچمهای و ضرب و شتم و بازداشت معترضان بود.
شروع اعتراضات و آغاز بازداشتها
یکی از شاهدان عینی اعتراضات در شهر خرمآباد: «از همان روزهای اول اعتراضات و وقتی هنوز اینترنت کار میکرد خیلی از مردم در فضای مجازی شروع به حمایت از اعتراضات کردند و خیلی از بازاریان هم اعتصاب کردند. کلا فضای شهر تغییر کرده بود. خیلی از کسانی که قبلا سابقه بازداشت به دلیل حضور در اعتراضات داشتند ، یا تهدید میشدند یا خیلیها که مثلا در روزهای قبل به خیابان آمده بودند بازداشت میشدند. یکی از دوستان من که در آبان ۹۸ بازداشت شده بود از شروع اعتراضات مدام استوری در حمایت از اعتراضات میذاشت اما چون میدونست که ممکن است بازداشت شود مدام تغییر مکان میداد. بعد از یک مدتی بهش در اینستاگرام به عنوان مشتری خانه پیام دادند و میخواستند او را سر قرار بیاورند و بعد بازداشت کنند. اما دوستم فهمیده بود و نرفت.»
دستور شلیک گلولههای جنگی بر تن پیر و جوان
«روز ۱۸ و ۱۹ دی خیلیها بیرون آمده بودند. خیلیها خانوادگی مرد و زن و بچه. همه جور آدمی بود. ما خیلی زیاد بودیم همه جای شهر. وقتی مردم به یکی از ورودی های شهر رسیدند، خیلی از بچههایی که در اعتراضات قبلی بهخصوص آبان ۹۸، تجربه داشتند ، مسیرهای ورودی شهر را بستند. سمت جنوب شهر هم همین بود. مردم همه جای شهر بودند ولی نمیدانستند باید چه کنند. شعار میداند و آتش روشن کرده بودند. نیروهای انتظامی (پلیس) هم بودند اما خیلی کاری با مردم نداشتند، اما از حوالی ساعت ۹ شب انگار دستور کشتار صادر شد… سپاه و بسیج به میدان آمدند و مردم را به رگبار بستند. من میدانم که رئیس همه این نیروها چه کسی بود: حاج حبیبالله (حشمت) دریکوند. فرمانده تیپ ۵۷ سپاه خرمآباد. خودش به نیروهای سرکوب دستور حمله داد. یکسری نیروی قوی هیکل و خیلی خشن هم وارد مردم شدند و به هر روشی که فکرش را بکنید مردم را زدند؛ با چاقو ، قمه ، کلت کمری … »
«شب پنجشنبه فقط در یکی از بیمارستانهای شهر ۴۳ نفر وقتی به بیمارستان رسیدند دیگر جان نداشتند… ۷ نفرشان به سر و صورتشان شلیک شده بود و اصلا قابل شناسایی نبودند… انگار از فاصله ۵۰-۶۰ متری به سمتشان شلیک شده بود… فقط در محله ما ۱۱ نفر کشته شدند. نیروهای سپاه روی بام مساجد و ساختمان های دولتی مستقر شده بودند و مردم را میزدند. دوشکا هم در بعضی خیابانهای شهر بود. خیلیها در خیابان انقلاب، خیابان ناصر خسرو و میدان امام کشته شدند. جمعیت زیادی آنجا بود. جمعه شب جمعیتی بیشتری در خیابانها بود.»
«در همان دو شب پنجشنبه و جمعه خیلیها از ترس بازداشت به بیمارستان نرفتند و اصلا معلوم نیست چه بلایی سرشان آمد. ماموران امنیتی و مسلح در همه بیمارستانهای اصلی شهر حضور داشتند … خیلی از پرستاران و کادر درمان را مجبور میکردند که فقط مجروحان نیرویهای بسیج و سپاه را درمان کنند.»
سردخانه عشایر؛ کهریزک خرمآباد
«دقیقا مشابه آن تصاویری که از کهریزک منتشر شده در خرمآباد هم بود. در سردخانه بیمارستان عشایر. همینطور اجساد شهدا را در کاورهای سیاه پوشانده بودند و روی هم انداخته بودند. نمیدانم چند جسد آنجا بود اما خیلی زیاد بودند.. ۳۰۰ یا ۴۰۰»
«خیلی از خانوادهها را مجبور میکردند که یا ۶۰۰ میلیون تومان پول بدهند برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان و یا برگهای را امضا کنند و بگویند که بسیجی بوده است. اکثر خانوادهها امضا نکردند».
«بازداشتها هم بعد از کشتار شروع شد؛ من خیلیها را میشناسم که چون در اعتراضات مجروح شده بودند و نگران بازداشت بودند، از شهر بیرون رفتند. ماموران خانه به خانه دنبال معترضان میروند. از کسانی که از قبل سابقه داشتند و یا کسی در خانواده شان سابقه سیاسی داشته تا کسانی که در اعتراضات خیابانی شناسایی شده بودند.»
«وضعیت شهر کاملا شبیه حکومت نظامی است. زندگی بعد از تاریک شدن هوا تقریبا ناممکن است. در همه خیابانها و میدانهای اصلی شهر (همه مناطقی که اعتراضات گسترده مردمی بود) از صبح تا شب مامور مسلح ایستاده است. خیلی وقتها ممکن است جلوی افراد را بگیرند و مجبور کنند که فیلم و عکس گوشت را نشان بدی و اگر عکس و فیلمی از اعتراضات داری پاک کنی».
«ما خیلی شهید دادیم. با همه این فشارها و تهدیدها شک ندارم که اگر وضعیت اینترنت بهتر شود، مردم دوباره به خیابانها میآیند».
اندیمشک؛ ۱۳ گلوله جنگی بر تن یک زن
اندیمشک – استان خوزستان – لر نشین – جمعیت حدود ۱۸۰ هزار نفر
شهر اندیمشک از جمله شهرهای استان خوزستان است که جمعیت آن را لرها تشکیل میدهند. نکته مهم درباره این شهر این است که در جریان اعتراضات سابق در ایران به ندرت از اعتراضات خیابانی در این شهر شنیده بودیم. میتوان گفت که در جریان اعتراضات مردمی دی ۴۰۴ برای اولینبار در چند دهه گذشته شاهد حضور وسیع و گسترده مردم این شهر در اعتراضات بودیم.
وقتی شهر شبیه خودش نیست
«با شروع اعتراضات مردمی در ایران جو شهر اندیمشک هم تغییر کرد؛ از آنجا که در اعتراضات امسال لرها خیلی نقش پررنگی داشتند، مردم در اندیمشک هم به موج اعتراضات پیوستند. خیلی از کسانی هم که در دستگاههای دولتی کار میکردند در فضای مجازی از اعتراضات حمایت میکردند. اندیمشک شهر خیلی کوچکیست و تقریبا همه یکدیگر را میشناسند.»
«پنجشنبه ۱۸ام خیلی از مردم شهر از هر قشر و سنی به خیابان آمدند. روز پنجشنبه از حوالی ساعت ۹ شب دستور شلیک و به رگبار بستن مردم صادر شد؛ من به چشم دیدم که وقتی صدای تیراندازی زیاد شد، خانمی در خانه را باز کرد تا ببیند چه خبر است که همانجا با ژ۳ زدنش و افتاد جلوی در خونهش.همون شب در خیابان به یک زن ۱۳ گلوله شلیک کردهاند».
«توی خیابون اصلی شهر خیلیها را از پشت زدند. همینطور چند نفر میافتادند روی زمین و وقتی کسی میخواست به کمکشان برسد به او هم شلیک میکردند».
«لباس شخصیها وسط جمعیت زیاد بودند. با کلت به سمت مردم شلیک میکردند. دیدم که به یک پسر جوون از فاصله نزدیک شلیک کردند، میدونم که الان تو کماست. بعضیها میگن که در شبهای پنجشنبه و جمعه دستکم ۱۵ نفر شهید داشتیم».
جای زخم و حکم حبس
«بازداشتها خیلی بیشتر شده. اما فقط این نیست که افراد را دستگیر کنند؛ جوری به خانه افراد یورش میبرند که همه محله متوجه میشوند بیشتر برای ایجاد رعب و وحشت بقیه هم هست. بعد هم به شدت خانوادهها را تهدید میکنند که نباید هیچ حرفی بزنید.»
«چند روز پیش پسر ۱۹ ساله یکی از آشنایان ما را بازداشت کردند؛ ساعت ۳ شب طوری به خانهشان یورش بردند که همه همسایهها از شدت سروصدا بیدار شده بودند. همه لباس شخصی. خیلیها فکر کرده بودند که اینها دزد هستند ولی از کفشهایشان فهمیده بودند که مامور هستند. آشنایان ما تا ۴ روز نمیدانستند که پسرشان کجاست. بعد از ۴ روز آزادش کردند و قبل از آزادی مجبورش کرده بودند که یک برگه را بدون اینکه بخواند، امضا کند. از وقتی برگشته با هیچکس حرف نمیزند خیلی از خانوادههایی که عزیزانشان بازداشت شده هنوز هم نمیدانند فرزندانشان کجا هستند».
«شناسایی معترضان براساس این است که آیا جای زخم روی بدنشان هست یا نه. به خانههایی که مشکوک هستند یورش میبرند و خیلیها را مجبور میکنند که همه اعضای خانواده در حضور هم لباسهایشان را از تن دربیاورند تا معلوم شود که جای ساچمه روی تنشان هست یا نه».
«همین چند روز پیش نیروهای امنیتی به خانه یکی از کشتهشدهها رفتهاند، با گلوله کلاشنیکف پدرش را زخمی کردهاند و او را به همراه دو برادر دیگر فرد کشتهشده بازداشت کردهاند. احتمالاً آنها را به شهر اهواز بردهاند. اما خبری از آنها در دسترس نیست».
«الان همچنان در اندیمشک حکومت نظامیه ۵ دقیقه یک جا بایستی و بیان تذکر بدن و نری یا میزننت یا میبرنت. شما اگر دقت کنی فیلمها و تصاویر خیلی کمی از اندیمشک منتشر شده است. فضای امنیتی آنقدر در شهر بالاست که حتی مردم در خیابان هم میترسند که باهم درباره اعتراضات حرف بزنند».
«منبع خیلی موثقی گفتند که در روزهای اخیر تعداد زیادی از پاسداران سپاه در اندیمشک استعفای خود را به فرمانده کل استان خوزستان دادهاند».
قروه؛ «هرشب صدای جیغ و داد همسایهای میآید که یعنی یکیشان بازداشت شده»
قروه – استان کردستان – جمعیت : حدود ۸۰ هزار نفر
شروع اعتراضات گسترده در شهرهای کردنشین همزمان با اعلام اعتصاب عمومی از سوی احزاب کرد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بود. بسیاری از شهرهای کردنشین از جمله شهرهای کم جمعیت و کوچک مانند قروه (در استان کردستان و در غرب شهر همدان) به این اعتصابات پیوستند و همزمان گروه زیادی از مردم در شبهای پنجشنبه و جمعه به خیابان آمدند.
«من هنوز هم نمیتوانم حضور اینهمه آدم در شهر کوچکی مثل قروه را باور کنم. زن و مرد و کودک و پیر. خیلیها از روستاهای اطراف آمده بودند. اول با تفنگ ساچمهای به سمت معترضان شلیک میکردند. روز اول (پنجشنبه) کمتر از اسلحه جنگی استفاده کردند. ولی روز دوم هم سلاح جنگی هم سلاح سرد.مثل چاقو و قمه. روز اول یک کودک ۱۲ ساله که همراه مادرش از آزمایشگاه بیرون میایند حدود ۳۰ تیر ساچمهای به صورتش شلیک میکنند. چشم چپش کامل نابینا شده و الان هم هنوز در بیمارستان بستری است.»
« ۸ نفر از کشته شدهگان در قروه زن بودند. دهها نفر هم مرد کشته شدند. اصلا آمار دقیقی از زخمیها نداریم».
«فضای شهر بعد از کشتار غیرقابل تحمل شده است. هر شب صدای جیغ و داد یکی از همسایهها را میشنوی. ماموران نصف شب به خانهها یورش میبرند و معترضان را با ضرب و شتم بازداشت میکنند.»
«تعداد زخمیها و کشتهشدگان در شهر ما ، قروه، واقعا بیسابقه و ترسناک بود. شهر ما تحمل اینهمه جنایت و کشتار را ندارد.»
«شایعهای در شهر پیچیده است که دهها جسد بینام و نشان در یک سوله در شهر روی هم تلنبار شده است.»
چناران؛ فصل تلخ انتقام
چناران – استان خراسان رضوی – جمعیت: حدود ۵۵هزار نفر
شهر چناران در ۴۰ کیلومتری شهر مشهد واقع شده است. این شهر کوچک هیچگاه در جریان اعتراضات ضدحکومتی نقش نداشته است. عمدتا یکی از شهرهای کشور است که بافت جمعیتی آن تا حد زیادی به حکومت نزدیک است؛ به عنوان مثال نیروهای بسیج و سپاه و نیروهای موسوم به نپو در این شهر قدرت بسیاری دارند و در مقاطع مختلف از این نیروها برای سرکوب اعتراضات در دیگر شهرها از جمله مشهد استفاده میشود. از این رو شدت بالای اعتراضات از همان روزهای ابتدایی شروع اعتراضات در کشور در این شهر کوچک بیسابقه بود. تا پیش از قطعی کامل اینترنت گزارشهایی از کشته شدن ۵ شهروند در جریان اعتراضات چناران منتشر شده بود. قطعی اینترنت و فضای امنیتی شدید حاکم بر این شهر باعث شده است تا اخبار و اطلاعات بسیار محدودی از وضعیت این شهر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه منتشر شود.
منبع مطلع از چناران: «ما ته به امروز موفق شدیم اسامی بیش از ۱۰ نفر از کشتهشدگان را پیدا کنیم اما به دلیل فشار بسیار زیاد بر خانوادهها حتی از اینکه اسامی را منتشر کنیم هراس داریم.»
«چناران شهر بسیار کوچکی است و کلا معروف است که از هر ۳ خانه یکی یا بسیجی است یا سپاهی. بنابراین خیلی سخت است که اطلاعات دقیقی داشته باشیم.»
«مساله مهم درباره شهری مثل چناران این است که همه یکدیگر را میشناسند. همه میدانند چه کسی معترض بوده و چه کسی شلیک کرده است. این خیلی نگران کننده است چون در واقع برادرکشی از حالا به بعد شروع میشود. همه کسانی که عزیزشان را از دست دادند یا زخمی شدند و یا بازداشت شدند به این راحتی از باعث و بانی آن نمیگذرند».
«من یقین دارم که شمار زیادی از کسانی که در چناران به خیابان آمدند خانواده همین ماموران بسیجی و سپاهی هستند. اصلا مگر میشود در شهری مثل چناران یک نفر را با تفنگ هدف بگیری و او را نشناسی؟ مگر میشود کسی نداند که رئیس اداره اطلاعات و سپاه و بسیج چه کسی است و خانوادهاش کجا زندگی میکنند؟»
«خیلی از بچههایی که در آن منطقه زندگی میکنند روستانشین هستند و من یقین دارم که از روستاهای اطراف به اعتراضات پیوستند. برادرها و پسرعموها و پدران خیلی از این همین بچهها به سمتشان شلیک کردند. این خیلی اتفاق بدی است.»
گرگان؛ «ارنیکا رو از روی برج سرمایه با تک تیرانداز زدند»
گرگان – استان گلستان – جمعیت: حدود ۴۰۰هزار نفر
گزارشهای پراکنده از شدت و شکل سرکوب و کشتار معترضان در شهر گرگان منتشر شده است اما با توجه به قطعی گسترده اینترنت دریافت جزئیات از این شهر بسیار دشوار است. کمپین حقوق بشر ایران به دو روایت از شبهای پنجشنبه و جمعه ، ۱۸ ، ۱۹ دیماه در شهر گرگان دست یافته است که تصویری کلی از شدت سرکوب و کشتار مردم در این شهر را به تصویر میکشد.
دیدم که چطور با موتور از روی سر پسری ۱۷ ساله رد شدند
«پنج شنبه من و برادرزادهم دوتایی رفتیم، اول گفتیم خب گرگان احتمالا شلوغ نمیشه، روزهای قبلی که شهرهای دیگر درگیری شده بود و مردم به خیابانها اومده بودن گرگان خبری نبود. از کوچه اومدیم بیرون دیدیم مردم دوتا دوتا سه تا سه تا با ماسک دارن میرن تو بلوار ناهارخوران، حدس زدیم اینام مثل ما هستن. تا نزدیکهای سه راه گلشهر همینجور دسته های کوچیک کوچیک مردم میرفتن، هیچ ماموری نبود. از بعد سه راه گلشهر زیاد شدیم. دسته های صد نفری و شعارها شروع شد.»
«میدونم که برای شب دوم به مامورها علی آباد دستور کتبی دادن با ماشین و موتور بزنن تو جمعیت با موتور از روی سر یه پسر ۱۷ ساله رد شدند.»
شلیک از برج سرمایه بر تن ۱۵ ساله دختر قهرمان
«من میدونم آرنیکا رو چجوری کشتن. (اشاره او به آرنیکا دباغ قهرمان ۱۵ ساله شنا است) : ارنیکا رو از روی برج سرمایه با تک تیرانداز زدن . از پایین مخبر به بالا گفته بود. بعدا فهمیدم پایین (ساختمان) مخبرا بچه هایی که پایین خیلی شعار میدادن و جمعیت رو تشویق میکردن لو میدادن به بالا و از آنجا تک تیرانداز میزد. نمیدونم کی گفت ولی یکی تو جمعیت داد زد بچه ها لیزر رو هر کی ۳ ثانیه ثابت بشه مرده، لیزر رو میدیدیم فقط فرار میکردیم.»
«یهو داد زدن یک نفر رو جلوی برج سرمایه کشتن (آرنیکا بود) قبلش سمت ما کشته بودن ما نمیتونستیم ببینیم. جمعیت دوید اونور (سمت ارنیکا) تا اومدیم بریم ما رو هم بستن به رگبار».
«من میتونم بشمرم به جز آرنیکا که اون سمت بود ده نفر جلوی ما مردن چون ما حدودا جزو صد نفر جلو بودیم. از بار سوم هر بار که برمیگشتیم زمین کف خون بود. یه عده رو بچه ها میتونستن میکشیدن عقب ولی بعد دیگه نمیشد. دیگه انقدر شلیک کردن مجبور شدیم برگردیم عقب. میدونم که دو تا از دوستای پسر همسایه مون مردند».
«زمین پر از پوکه ساچمه و اشک آور بود ولی هنوزم نیرویی رو به رومون نبود، از بالا ساختمونها داشتن میزدند. بچه ها شروع کردن سطل زباله اتیش زدن بخاطر اشک آور».
نور سبز و تیز کشتار
«وقتی جمعیت سعی کرد به سمت شهرداری برود ناگهان دیدیم یک نور لیزر سبز از سمت پارک شهر رو جمعیت میتابه و صدای شلیک صدای تیرها هم فرق پیدا کرد. این بار بچه ها برمیگشتن عقب همه خونریزی داشتند. یک عده رفتند سمت فرمانداری صدای شلیک ها از سمت فرمانداری شروع شد. از توی فرمانداری به بچه ها شلیک شد چون اول موج اول زخمیها از اون ور برگشت عقب بچه ها دوستاشون رو کول میکردند میاوردن عقب اول اکثرا پا و کمر بود. ما داشتیم میرفتیم سمت پارک شهر که یهو بستنمون به رگبار. کنار من یه آقا افتاد رو زمین جمعیت تقریبا از روش میپرید حتی نمیتونستیم برگردیم او را برداریم. زنش داد میزد شوهرمو کشتند. ولی نمیتونستیم برگردیم دو نفر کنار منو برادر زادم خوردن زمین یکیش به پاش خورده بود یکی به صورتش تیر از یه طرف لپش رد شده بود. دو نفری سعی کردیم اونی که خورده به پاش رو بکشیم عقب. کشون کشون با کمک خودش. دو سه تا پسر اومدن کولش کردند. یه پراید پیدا کردیم دوتاشون رو انداختن پشت پراید.»
«حکومت به دروغ میگه ما مسجد رو آتیش زدیم در حالی که ماجرا چیز دیگری بود: میگفتند نیروهای لباس شخصی داشتند یک دختر جوان را میکشیدن توی مسجد. بچه ها ریختند و دختره را نجات دادند، بعد در چوبی مسجد رو کندن و اتیش زدن که جلوی اشکآورها و تیراندازی مستقیم رو بگیره. هیچ قرآنی هم اونجا نبود این دروغه محضه».
یک شاهد عینی دیگر از شهر گرگان درباره وضعیت این شهر پس از کشتار روزهای پنجشنبه و جمعه به کمپین حقوق بشر ایران گفت: «وضعیت شهر کاملا امنیتی و شرایط حکومت نظامی را دارد. زندگی مثل خیلی از شهرهای کشور بعد از تاریکی هوا عملا ناممکن است. فشار بر خانواده جانباختگان و بازداشتشدگان بسیار زیاد است تا اطلاعرسانی نکنند».
«بسیاری از پزشکان و کادر درمان بیمارستانهای اصلی شهر از جمله بیمارستان پنجم آذر گرگان تحت فشارهای شدید امنیتی هستند و حتی یکی از پزشکان این بیمارستان هم بازداشت شده است».
اسلامآباد غرب؛ «برای تحویل پیکر فرزندتان باید بگویید احزاب کرد تیراندازی کردند»
اسلامآباد غرب – استان کرمانشاه – جمعیت : حدود ۱۸۰ هزار نفر
اعتراضات مردمی در شهر اسلامآباد غرب استان کرمانشاه همزمان با شروع اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت و با سرکوب شدید و خونین نیروهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی به خصوص در شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ مواجه شد. بر اساس گزارشهای متعدد، دهها نفر از معترضان در این شهر کشته و شمار بیشتری نیز مجروح شدهاند. همزمان، موج گستردهای از بازداشتها در این شهر صورت گرفته و همچنان ادامه دارد.
به گفته یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان «نهادهای امنیتی خانواده تعدادی از کشتهشدگان را تحت فشار قرار دادهاند تا احزاب اپوزیسیون کُرد را عامل تیراندازی معرفی کنند. همچنین نیروهای نظامی و امنیتی از زمان آغاز اعتراضات در چند نوبت به خصوص در تاریخهای ۱۸ و ۱۹ دی با یورش به بیمارستان اسلامآباد غرب تلاش کردهاند مجروحان اعتراضات را ربوده و بازداشت کنند. در پی این اقدام، بسیاری از خانوادهها، مجروحان یا حتی پیکر جانباختگان را به صورت مخفیانه از بیمارستان خارج کردهاند تا در اختیار نیروهای امنیتی قرار نگیرند».
یک منبع مطلع دیگر نیز به شبکه حقوق بشر کردستان اعلام کرد که در اغلب موارد، اجازه خاکسپاری در آرامستان شهر اسلامآباد غرب به خانوادههای جانباختگان داده نشده است و آنها ناچار شدند پیکر عزیزان خود را برای دفن به روستاهای این شهرستان منتقل کنند.
سنندج؛ ساختمان قدیمی دادگستری محل استقرار نیروهای حشداشعبی
سنندج – استان کردستان – جمعیت : حدود ۴۵۰ هزار نفر
سنندج مرکز استان کردستان و یکی از شهرهای مهم ایران است. سابقه مبارزات سیاسی و صنفی در این شهر بسیار طولانیست و فعالان سیاسی و مدنی در این شهر در طول سالهای گذشته متحمل سرکوب شدید در همه اشکال آن شدند. از کشتار مردم معترض گرفته تا بازداشت پیوسته فعالان مدنی و سیاسی. در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ و همزمان با فراخوان مشترک احزاب کُرد، کسبه و بازاریان سنندج دست به اعتصاب زده و مغازهها و محلهای کسب خود را تعطیل کردند. از غروب همان روز نیز اعتراضات خیابانی در سطح شهر سنندج آغاز شد.
یکی از شهروندان سنندج که خود شاهد مستقیم وقایع بوده، در گفتوگو با شبکه حقوق بشر کردستان گفته بود: «نیروهای امنیتی از نخستین دقایق آغاز اعتراضات خیابانی با استفاده از سلاح جنگی و ساچمهای اقدام به سرکوب معترضان کردند که منجر به جانباختن و مجروحشدن شمار نامعلومی از شهروندان شد.»
این منبع مطلع روند وقایع را چنین توضیح میدهد: «در تجمعاتی که در خیابان تاج (تعریف) و محله غفور شکل گرفت، نیروهای امنیتی با گلولههای جنگی و ساچمهای معترضان را هدف قرار دادند و تعدادی از آنها زخمی و توسط مردم به بیمارستانهای مختلف منتقل شدند.»
این شاهد عینی درباره جانباختگان و مجروحان گفت: «اطمینان دارم یکی از زخمیها که در بیمارستان کوثر سنندج تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، جان باخت. او از فاصله حدود دو متری با سلاح شاتگان هدف قرار گرفته بود. اما نوع اسلحه ساچمهای استفاده شده متفاوت و قویتر از نمونههای سالهای گذشته بوده است؛ به طوری که پوکه پلاستیکی و ساچمهها هر دو به داخل جمجمه نفوذ کرده بودند و با وجود تلاش پزشکان، جراحات او به قدری شدید بود که جان خود را از دست داد.»
این منبع درباره سایر زخمیها و بازداشتشدگان گفت: «دهها نفر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی زخمی شدهاند، اما بسیاری از آنها برای جلوگیری از بازداشت به مراکز درمانی مراجعه نکرده و در منازل شخصی مداوا شدهاند. تعداد زیادی نیز بازداشت شدهاند. تاکنون تنها در زندان مرکزی سنندج، ۱۴۰ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات به بخش قرنطینه منتقل شدهاند.»
وی درباره وضعیت شهر پس از کشتار گفت بود: «شمار زیادی از نیروهای سپاه پاسداران و انتظامی در نقاط اصلی و برخی مناطق حاشیهای مستقر شدهاند. اما در شبها نیروهای حشدالشعبی عراق جای آنها را گرفته و در همین مناطق مستقر میشوند. ساختمان قدیمی دادگستری سنندج در میدان آزادی (شورای حل اختلاف کنونی) و ساختمان بیمه ایران به محل استقرار نیروهای حشدالشعبی تبدیل شده است.»
او تأکید کرد: «من شخصاً حضور نیروهای حشدالشعبی را مشاهده کردهام. حکومت برای سرکوب مردم این نیروها را از عراق وارد کرده و آنها در چند شهر دیگر نیز مستقر شدهاند. اگرچه تا حدودی فارسی صحبت میکنند، اما این میزان شناخت کافی نیست تا هویت واقعیشان پنهان بماند.»
به گفته این شاهد عینی، نیروهای امنیتی از چند روز پس از کشتار جمعآوری دیشهای ماهواره را آغاز کردهاند. آنها ابتدا با تصویربرداری از طریق پهباد محل دیشها را شناسایی کرده و سپس با جرثقیل به پشتبامها رفته و دیشها را توقیف میکنند. همچنین با تداوم فضای امنیتی، ستادهای خبری اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران با ارسال پیامک اقدام به تهدید شهروندان میکنند.
کرمان؛ مجسمهای که کشتار میکرد
کرمان – مرکز استان کرمان – جمعیت حدود ۵۵۰هزار نفر
باوجود گستردگی و شدت سرکوب در جریان اعتراضات شهر کرمان، تصاویر و روایتهای اندکی از این شهر منتشر شده است. جو شدید امنیتی حاکم بر این شهر باعث شده است تا خانواده قربانیان و بازداشتشدگان به شدت تحت فشار باشند. با این حال یک منبع مطلع از شرایط کرمان در روزهای اعتراضات که با تعدادی از شاهدان عینی در این شهر صحبت کرده است، روایتی از کشتار معترضان و روند بازداشت شهروندان در این شهر شرحی مستند در اختیار کمپین حقوق بشر ایران گذاشته است. «کرمان یک میدان اصلی دارد به نام میدان آزادی که چند خیابان به آن منتهی میشوند، از جمله بلوار جمهوری، بلوار استقلال، خیابان شریعتی و … در این میدان مجسمه قاسم سلیمانی نصب شده است. روز پنجشنبه ۱۸ دی، با وجود تیراندازی و ضرب و شتم مردم از سوی نیروهای امنیتی، معترضان با راهپیمایی در این خیابانها به میدان آزادی میرسند. تعدادی شروع به بالا رفتن از مجسمه میکنند تا آن را به آتش بکشند. شاهدان عینی گفتهاند که در پی این اقدام معترضان تنها در همان میدان بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر کشته شدهاند».
« نیروهای امنیتی جنازهها را هم با خود بردند. تعداد بازداشتیها بسیار بالا بود و یک پسر ۱۴ ساله هم در بین آنها هم بوده است. در نقاطی مثل جاده زنگیآباد و جاده ماهان سولهها و کانکسهایی هست که بازداشتشدگانی را که در فهرست سازمان زندانها نبودهاند به آنجا بردهاند. این سولهها تحت نظارت سپاه است. در جریان جنبش زن،زندگی،آزادی هم بعضی از بازداشتشدگان را به این سولهها در جاده زنگیآباد و ماهان منتقل کرده بودند. شرایط این سولهها که حتی در بین بازداشتگاههای رسمی سپاه هم ثبت نشده، خیلی نامناسب است».
«خانوادههای کشتهشدهها تحت فشار سنگینی هستند. آسیبهای چشمی هم بسیار زیاد است: چیزی حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ نفر که آنها هم زیر فشار نهادهای امنیتی هستند. بیمارستان مهرگان کرمان مجهزترین بیمارستان این شهر و البته وابسته به حکومت است. حراست بیمارستان با نهادهای امنیتی همکاری میکند و زخمیها را تحویل این نهادها داده است».
بیپناهی خانواده محبوسان زیر آفتاب سرد و خشک
«وضعیت شهر بسیار امنیتی است. هیچ خبری از بازداشتیها در دسترس نیست. خانوادهها هر روز صبح جلوی دادگاه انقلاب کرمان تجمع میکنند تا سراغی از عزیزانشان بگیرند، اما به دلیل شلوغی بیش از حد نوبتشان نمیرسد و پاسخی نمیگیرند. خانوادهها تهدید شدهاند که اگر با رسانهای حرف بزنند یا اطلاعرسانی کنند آنها هم بازداشت میشوند».
«زخمیهای بسیاری هستند که بازداشت شدهاند اما نامشان نه در میان بازداشتشدههاست و نه در میان کشتهها. در کل از کرمان خبرهای کمی منتشر شده چون شهر تحت تسلط سپاه خاتمالانبیا و بسیار امنیتی است. ویدئوهایی هم که از خاکسپاری امین رضایی و دانیال بیانی منتشر شده در واقع به دست اقوام آنها منتشر شد و بعد از آن خانوادهها زیر فشار شدید نیروهای امنیتی بودهاند. خیلی از خانوادهها چون توان پرداخت رقمهای سنگین برای تحویل جنازه را نداشتند رضایت دادند تا فرزندشان بسیجی یا شهید اعلام شود. اغلب بازداشتیها بین ۱۴ تا ۳۰ ساله هستند و هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنها در دست نیست».
اراک؛ وقتی چوپان هم به ضرب گلوله کشته میشود
اراک – مرکز استان مرکزی – جمعیت حدود ۵۵۰هزار نفر
با شروع اعتراضات در شهرهای ایران، تجمعات در شهر اراک هم شروع شد. به گفته شاهدان عینی تعداد معترضان در روزهای اول هم زیاد بود ولی تا روز ۱۸ دی ماه کسی کشته نشد. اما در روزهای ۱۸و ۱۹ دی ماه جمعیت بسیار بیشتر شد.
شلیک از بام مدرسه
«آن روز (پنجشنبه شاید بشود گفت بیش از ۵۰ درصد مردم اراک در خیابان بودند. سراسر اراک از شمال تا جنوب شهر و غرب تا شرق صحنه اعتراضات بود. خیابانهایی مثل ملک، عباس آباد، شریعتی، خمینی، قائم مقام، ادبجو، محسنی و سبحانی و حتی کوچههای شهر هم زیر پای مردم بود».
«تجمعات از ساعت ۷ و ۸ [روز پنجشنبه] شروع شد ولی از ساعت ۱۰ شب کشتارها شروع شد. دو خیابان قائم مقام و مخابرات به میدان شورا میرسند و بیشترین کشتار در این تقاطع بوده است. در آنجا دبیرستان امام علی واقع است که تصاویری از استقرار نیروهای امنیتی و موتورها و ماشینهای سرکوب در این مدرسه در اینترنت خیلی دست به دست شد. آن مدرسه یا بخشهایی از آن را [معترضان] آتش زدند. نمیدانم آتش زدن مدرسه دقیقاً چه موقعی بود».
«نیروهای امنیتی از بالای این مدرسه شلیک میکردند و بیشتر کشتههای اراک در همین نقطه و در میدان شورا هدف گرفته شدهاند. البته معترضان در دیگر خیابانهای اراک هم کشته شدند. خیلیها وقتی هدف گلوله قرار گرفتند که در حال کمک به زخمیها و یا برداشتن جنازهها از روی زمین بودند».
وقتی محل مداوا مکان بازداشت میشود
«در اراک چند بیمارستان هست ولی دو بیمارستان اصلی دارد: بیمارستان سینا که خصوصی است و بیمارستان ولیعصر که دولتی است. نیروهای امنیتی در این دو بیمارستان مستقر شدند و یا اجازه بستری شدن مجروحان را نمیدادند و یا هر زخمیای را که مراجعه میکرد بازداشت میکردند».
«همه برای توصیف وضعیت از کلمه «جنگ» استفاده میکردند. نیروهای امنیتی گلولههای جنگی به سوی معترضان شلیک میکردند. هر خانوادهای حداقل یک نفر را دارد که گلوله ساچمهای خورده، از جمله برادر و شوهر خواهر خود من. درگیریها در اراک بسیار گسترده و فراگیر بوده».
اگرچه کشتار مردم در اراک طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه رقم خورد اما بازداشت شهروندان و معترضان از همان روزهای ابتدایی اعتراضات در این شهر شروع شده بود.
«در ۳ یا ۴ روز اول بیشک حدود ۶۰۰ نفر بازداشت شدهاند. تعدادی با قرار وثیقه آزاد شدهاند اما تا روز سوم حدود ۲۵۰ نفر در بازداشت ماندهاند. تعداد بازداشتیها تا روزهای دهم و دوازدهم اعتراضات لابد به چند هزار نفر هم رسیده است. نمیدانم، فقط حدس میزنم».
«در شهرستان شاهزند در ۲۰ – ۳۰ کیلومتری اراک یک بازداشتی به نام «کرمی» حکم محاربه گرفته. به نظر میرسد احکام محاربه بیشتری صادر شود. محاکمهها فلهای است و به هیچ وجه اجازه اطلاعرسانی نمیدهند و بنابراین اطلاع دقیقی نداریم. به وکلا هم اجازه دسترسی نمیدهند. وضعیت خیلی بدتر و شدیدتر از همیشه است».
وقتی شهر را از پیکرهای بیجان دریغ میکنند
«اجازه خاکسپاری کشتههایی را که تعداد دقیقشان را هم نمیدانیم در شهر اراک نمیدهند. به جز معدودی باقی در روستاهای اطراف دفن شدهاند. از بازماندگان میپرسیدند که پدر، مادر یا پدربزرگ فرد کشتهشده اهل کدام روستاست. بالاخره یک خویشاوندی را پیدا میکردند که اهل روستاهای اطراف باشد و جنازه را به شرطی تحویل میدادند که در فلان روستا دفن شود. این شرط علاوه بر شروط دیگر بود، یعنی دریافت پول در ازای تحویل جنازه و تعهد مبنی بر خاکسپاری بدون سر و صدا و شعار دادن». قصد اصلی این بود که جنازهها را پخش کنند و در یک نقطه یا نزدیک به هم دفن نشوند تا این قتل عام را پنهان کنند».
«یاسر مجیدی دانشجوی رشته شیمی بود که خودش را کشتند و جنازهاش را در روستای گازران در ۷۰ کیلومتری اراک دفن کردند و پدرش را هم بازداشت کردند».
خیلی از اهالی روستاهای اطراف شهر هم کشته شدند. خیلیهایشان در تهران. مثلا از یک روستا به اسم «رازگردان» ۳ یا ۴ نفر کشته شدند و ۳۰ نفر گلوله خوردند. این روستا کوچک است و کلاً ۳۰۰ نفر جمعیت دارد. ۴ نفر اهالی روستای دیگر به اسم «جاورسیان» کشته شدهاند. نمیدانم آن ۴ نفر در تهران تیر خوردند یا در اراک یا شاید در شهرهای تابع اراک».
«مثلا حسن قادری در شهر شازند از توابع اراک کشته شد. شغل حسن قادری چوپانی بود. این جوان در تاریخ جمعهشب ۱۹ دیماه با گلوله نیروهای سپاه زخمی شده و با حالت زخمی خود را به در منزل رسانده بود اما متاسفانه داوام نیاورد و جان باخت.»
توضیح: پیشتر روایتی از شهر مهاباد در این گزارش منتشر شده بود که با راستیآزمایی دوباره این روایت تصمیم به حذف این بخش از گزارش گرفته شد.





