تشدید فشار بر جامعه بهائیان در ایران

دوم خرداد ۱۴۰۵ — در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی کارزار سرکوب سراسری مخالفان و منتقدان را شدت بخشیده، آزار و اذیت جامعه بهایی در ایران نیز بهطور چشمگیری افزایش یافته است. این تشدید سرکوب شامل موجی گسترده از بازداشتهای خودسرانه، یورشهای خشونتآمیز به منازل، ناپدیدسازیهای قهری و مصادره اموال دهها خانواده بهایی در سراسر کشور بوده است.
این سرکوب هماهنگ—که با بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، اعترافات اجباری، ارعاب کودکان و سالمندان خانوادهها و پیگردهای قضایی مبتنی بر هویت مذهبی افراد همراه بوده است—تلاشی برای ایجاد رعب و مجازات جمعی بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران محسوب میشود.
بر اساس بررسیهای کمپین حقوق بشر ایران بسیاری از بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل محروم بودهاند، در وضعیت بیخبری مطلق از خارج زندان نگهداری شدهاند و یا بدون تفهیم اتهام برای مدت طولانی در بازداشت ماندهاند.
عوامل حکومتی بهطور مکرر با یورشهای خشونتآمیز به منازل، تلفنهای همراه، کامپیوتر ، کتابهای مذهبی، طلا، پول نقد و سایر اموال شخصی را ضبط کردهاند و در چندین مورد، کودکان و سالمندان خانوادهها در جریان این یورشها مورد بازجویی، تهدید یا آسیب روانی قرار گرفتهاند.
به گفته بهار قندهاری، مدیر بخش ارتباطات کمپین حقوق بشر ایران «جامعه بهایی ایران دهههاست با آزار و سرکوب شدید حکومتی روبهرو است، اما از زمان دی ۱۴۰۴ و بهویژه پس از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا به ایران ، این کارزار سرکوب شدت گرفته است. گستردگی و هماهنگی بازداشتهای خودسرانه و یورشها به خانههای شهروندان بهایی در ماههای اخیر نشاندهنده یک الگوی نظاممند آزار و اذیت است، نه مجموعهای از حوادث پراکنده.»
بهار قندهاری افزود:«بهاییان بیش از پیش بهعنوان دشمنان داخلی حکومت تلقی میشوند؛ افرادی که در معرض بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی اجباری، یورشهای خشونتآمیز به خانهها، شکنجه و مجازات جمعی قرار گرفتهاند تا از طریق ایجاد ترس، یک اقلیت مذهبی آسیبپذیر که از ابتداییترین حقوق خود محروم است، سرکوب شود.»
قندهاری همچنین گفت: «این پروندهها بازتابدهنده یک نظام ریشهدار و دیرینه تبعیض علیه جامعه بهایی در ایران است. شهروندان بهایی نه بهدلیل ارتکاب جرم، بلکه صرفاً به خاطر باورهایشان هدف قرار میگیرند؛ امری که نقض آشکار تعهدات ایران در قبال حقوق بشر بینالمللی است.»
یافتههای کلیدی گزارش:
بر اساس مصاحبهها و اطلاعات جمعآوریشده توسط کمپین حقوق بشر ایران موارد زیر مهمترین سرفصلهای تکرارشونده در برخورد و سرکوب با شهروندان بهایی در ایران بوده است؛
- افزایش شدید بازداشتهای خودسرانه و یورشها
پس از اعتراضات گسترده در دی ماه ۱۴۰۴، دهها شهروند بهایی در شهرهایی از جمله شیراز، کرمان، مشهد، یزد، ساری، کرج، اصفهان، تبریز، سمنان، بروجرد و الیگودرز بازداشت شده یا هدف عملیات هماهنگ امنیتی قرار گرفتهاند.
- ناپدیدسازیهای قهری گسترده
بسیاری از بازداشتشدگان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند و خانوادهها برای هفتهها یا ماهها از محل نگهداری، وضعیت حقوقی یا سلامت آنان بیاطلاع ماندهاند.
- شکنجه و اعترافات اجباری
برخی بازداشتشدگان تحت شکنجه، اعدام نمایشی، شوک الکتریکی، حبس انفرادی طولانیمدت و فشار برای گرفتن «اعترافات» اجباری قرار گرفتهاند؛ از جمله در پروندههایی که ممکن است به صدور حکم اعدام منجر شود.
- محرومیت از دادرسی عادلانه
بسیاری از بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل مستقل، وثیقه، تماس با خانواده و حتی اطلاع روشن از اتهامات خود محروم بودهاند و در بلاتکلیفی طولانیمدت حقوقی به سر میبرند.
- هدف قرار دادن افراد آسیبپذیر
سالمندان بهایی، مادران دارای فرزندان خردسال، یک زن باردار، زندانیان سیاسی سابق، کودکان و نوجوانان همگی هدف این موج سرکوب قرار گرفتهاند. در چندین یورش خشونتآمیز، کودکان نیز در محل حضور داشتهاند.
- مجازات جمعی و ارعاب
مقامها بارها خانوادههای کامل—شامل والدین، خواهر و برادرها، همسران و فرزندان—را هدف قرار دادهاند. خانههای بستگان نیز مورد تفتیش قرار گرفته و از مهمانان و خویشاوندان حاضر در محل بازجویی شده و تلفنهای همراه آنان ضبط شده است.
- بازرسیهای خودسرانه و مصادره اموال
مأموران امنیتی اغلب بدون حکم قضایی یا با احکام دستنویس اقدام به تفتیش کرده و کتابهای مذهبی، وسایل الکترونیکی، مدارک هویتی، پول نقد، طلا و سایر اشیای ارزشمند را ضبط کردهاند.
- هدف قرار دادن افراد به دلیل هویت مذهبی
در چندین پرونده مشخص شده است که افراد صرفاً به دلیل بهایی بودن تحت پیگرد قرار گرفتهاند. در یک مورد، قاضی دادگاه تجدیدنظر به سه زن بهایی گفته است: «شما بهایی هستید و در یک کشور اسلامی باید بهای بهایی بودن خود را بپردازید.»
- مصادره اموال
نیروهای امنیتی بهطور معمول در جریان یورش به خانههای شهروندان بهایی، بدون حکم قضایی، بدون توجیه قانونی و اغلب بدون ارائه رسید، اموال شخصی آنان را ضبط میکنند.اقلام ضبطشده شامل تلفن همراه، لپتاپ، رایانه، مدارک هویتی، گذرنامه، کارتهای بانکی، پول نقد، طلا، جواهرات، کتابها و تصاویر مذهبی و سایر وسایل شخصی بوده است. در بسیاری از موارد، این مصادرهها فراتر از نیازهای تحقیقاتی بوده و بهعنوان ابزاری تنبیهی عمل میکند؛ بهگونهای که خانوادهها از دسترسی به منابع مالی، مدارک ضروری و ابزارهای ارتباطی محروم میشوند. در برخی موارد، اموال مهمانان، بستگان و همسایگانی که هنگام یورش در محل حضور داشتهاند نیز ضبط شده است.
یک منبع مطلع به کمپین حقوق بشر گفت: «وقتی تلفنها و وسایلی مثل آیفون را ضبط میکنند، گاهی هرگز آنها را پس نمیدهند. شاید برخی وسایل سادهتر را برگردانند، اما مثلاً آیفون را نه. و میگویند این موضوع به تشخیص خودمان بستگی دارد.»
به گفته این منبع : «دوست دیگری که قبلاً بازداشت شده بود، لپتاپ، تلفن و وسایل دیگرش ضبط شده بود. بعداً برای پس گرفتن آنها مراجعه کرد. لپتاپش را پس دادند، اما وقتی دوباره آیفونش را خواست، به او گفتند به تو ربطی ندارد و فقط هر چیزی را که خودمان صلاح بدانیم برمیگردانیم.»
بازداشتهای خودسرانه و یورش به منازل
آنیسا فنائیان
روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ آنیسا فنائیان، زندانی سیاسی سابق و شهروند بهایی ساکن سمنان، برای اجرای حکم هشت سال زندان بازداشت و به زندان مرکزی سمنان منتقل شد.
او پیشتر هشت ماه زندانی شده بود پس از آنکه دیوان عالی کشور اجرای حکم او را متوقف کرد، با وثیقه آزاد شده بود. با این حال، شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بار دیگر او را به هشت سال زندان محکوم کرد.
او پیش از بازداشت مجدد، نامهای به فرزندانش نوشته بود:
«هفت سال زمان بسیار طولانیای است. هفت سالی که شما در زندگی من نیستید و من در زندگی شما نیستم. وقتی آزاد شوم شما بزرگسال شدهاید. شکیب، آن زمان ۲۲ ساله خواهی بود و ستاره ۲۶ ساله. خیلی زود دیگر نمیتوانم مامان شما باشم.»
«شاید بپرسید چرا ما و بسیاری دیگر اینگونه مجازات شدهایم؟ چون بهایی هستیم و باور داریم خداوند همه انسانها را فارغ از نژاد، جنسیت و پیشینهشان برابر آفریده است. به همین دلیل حکومت ایران میخواهد حق موجودیت ما را انکار کند.»
او سپس توضیح میدهد که چگونه بهخاطر کمک به کودکان مهاجر افغان بازداشت شد:
«من و یکی از دوستانم برای چند ماه به کودکان افغان پناهنده در روستایی نزدیک محل زندگیمان کمک میکردیم. آنها در شرایطی بسیار دشوار و شبیه بردگی مدرن زندگی میکردند. بسیاری از آنها غذا، لباس و کفش کافی نداشتند. ما کودکان را به مدرسه میرساندیم، برایشان کتاب میبردیم و در درسهایشان کمکشان میکردیم.»
«ناگهان مأموران اطلاعاتی به خانههایمان آمدند و من و دوستم را بازداشت کردند.»
«چون به این کودکان نیازمند کمک کردم—و البته چون بهایی هستم—دادگاه انقلاب سمنان مرا به اتهام “تشکیل گروه برای اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت آموزشی و تبلیغ علیه اسلام شریعتمحور” و “تبلیغ علیه نظام” محکوم کرد.»
رومینا گلی
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ رومینا گلی، شهروند بهایی، در ساری بازداشت شد.روز بعد در دادسرای ساری از او بازجویی شد و مقامها او را به «تبلیغ علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی مغایر با شرع اسلام» متهم کردند. برای او قرار بازداشت موقت یکماهه صادر شد.
نیروهای امنیتی منزل او را تفتیش و وسایل الکترونیکی شخصی و کتابهای مذهبی بهایی را ضبط کردند.
فرامرز و پریوش ندافیان
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ نیروهای امنیتی به خانه فرامرز ندافیان و پریوش ندافیان، زوج بهایی ساکن شیراز، یورش بردند. مأموران با ارائه یک حکم دستنویس، ساعتها خانه را جستجو کرده و وسایل شخصی از جمله تلفنهای همراه، کیس رایانه، کتابها و بنا بر گزارشها طلا و جواهرات خانواده را ضبط کردند.
افسانه جذابی (افسانه راسخی)
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ مأموران امنیتی به خانه افسانه جذابی، زن ۶۶ ساله بهایی در شیراز، یورش بردند.در حکم ارائهشده ادعای «همکاری با اسرائیل» مطرح شده بود. مأموران خانه را تفتیش کرده و کتابها، تصاویر مذهبی، تلفن همراه و طلاجات را بدون ارائه رسید قانونی ضبط کردند.
ریاض بهراد
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ریاض بهراد، شهروند بهایی ساکن کرج، پس از آنکه به دادسرای انقلاب کرج احضار شد، هنگام خروج از ساختمان بدون ارائه حکم بازداشت شد و به مکانی نامعلوم منتقل گردید.
بر اساس اطلاعات رسیده به کمپین حقوق بشر ایران مأموران پیشتر با خشونت به خانه او یورش برده و منزلش را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» تفتیش کرده بودند. در حکم، نام و عکس پدر و خواهر او نیز درج شده بود.
به گفته یک منبع آگاه «وقتی ریاض خواست حکم را ببیند، او را کتک زدند، عمدتاً به سر و صورتش. او را به اتاقی بردند و با خشونت و تهدید مورد بازجویی قرار دادند…چون مأمورانی که به خانه پدرش رفته بودند نتوانسته بودند وارد شوند، ریاض را مجبور کردند همراهشان برود تا با کلیدهایش در را باز کند؛ در حالی که خواهرش ریجان در خانه تنها بود.»
«همسر ریاض در خانه با چهار مأمور مرد تنها ماند و هیچ مأمور زن حاضر نبود. مأموران همه وسایل الکترونیکی، کارتهای ملی، گذرنامهها، کتابها و تصاویر مذهبی را ضبط کردند.»
«در خانه پدر ریاض نیز همه تصاویر مذهبی، دهها کتاب دینی، تلفنها، لپتاپها و وسایل الکترونیکی دیگر را ضبط کردند. یکی از مأموران بار دیگر ریاض را کتک زد و چندین بار به سر و صورتش ضربه زد.»
به گفته این منبع خانواده بارها به دادگاه انقلاب مراجعه کردند اما هیچ اطلاعاتی درباره وضعیت او دریافت نکردند و تنها موفق شدند یک تماس تلفنی بسیار کوتاه از او دریافت کنند که در آن فقط گفته بود حالش خوب است.
فلورا صمدانی
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ فلورا صمدانی، شهروند بهایی ساکن یزد، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. او برای مدتی در وضعیت ناپدیدسازی اجباری قرار داشت و خانوادهاش هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت او نداشتند.
بشری مصطفوی، النا (ناهید) نعیمی و دیدار احمدی
بشری مصطفوی، النا (ناهید) نعیمی و دیدار احمدی پس از احضار به واحد اجرای احکام در رفسنجان بازداشت و به زندان مرکزی کرمان منتقل شدند.
این سه زن پیشتر هر یک به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به چهار ماه حبس محکوم شده بودند. بشری مصطفوی در زمان بازداشت باردار بود.
آنان در ابتدا به دلیل فقدان ادله کافی تبرئه شده بودند، اما حکم در مرحله تجدیدنظر نقض شد.
وفا کاشفی
وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد که پیشتر در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، پس از احضار به دادگاهی در مشهد بار دیگر بازداشت شد. او به زندان وکیلآباد منتقل شد و یک هفته بعد با وثیقه تا زمان رسیدگی بیشتر به پرونده آزاد گردید.
سارا سپهری
سارا سپهری، شهروند بهایی ساکن شیراز،روز ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. منزل شخصی او و همچنین خانه مادرش مورد تفتیش قرار گرفت و وسایل الکترونیکی آنان ضبط شد.
فرانک ذبیحی
فرانک ذبیحی، شهروند بهایی ساکن قائمشهر، توسط مأموران امنیتی در خیابان بازداشت و به زندان تیرکلا در ساری منتقل شد. مأموران منزل او را نیز بازرسی کرده و وسایل شخصی و تجهیزات الکترونیکی متعلق به او، همسرش و فرزندش را ضبط کردند. او روز بعد با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.
به گفته یک منبع آگاه «او اصلاً متوجه تعقیب شدنش نشده بود. چند نفر از پشت صدایش زدند، دورش را گرفتند و او را به سمت یک خودرو هدایت کردند. میخواست با خانواده تماس بگیرد اما تلفنش را گرفتند و هیچ حکمی نشان ندادند.»
«تنها زمانی که داخل خودرو بود حکم را به او نشان دادند. حکم به نام خودش صادر شده بود و او را مجبور کردند به خانهاش برود.»
«مأموران وارد خانه شدند و همه چیز را با دقت جستجو کردند؛ حتی وسایلی که هیچ ارتباطی به پرونده نداشت، مانند توپ والیبال فرزندش.»
«همه چیز را بردند؛ لپتاپ پسرش، تلفن همراه پسرش، تلفن همراه همسرش و تلفن خودش.»
«اتهامهای مطرحشده شامل مواردی مانند صفحه اینستاگرام او یا نوشتههای بهایی بود. حتی دستنوشتههای دوران کودکی فرزندش را بهعنوان مدرک جرم تلقی کردند.»
«پیش از بازجویی هیچ اتهامی بهطور رسمی به او اعلام نشد.»
آنگا سیاوشی
آنگا سیاوشی، جوان ۱۹ ساله بهایی ساکن شیراز، شامگاه ۷ آوریل توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
مأموران منزل او را تفتیش کرده و وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی، آلبومهای عکس، کتابها، تصاویر مذهبی و طلاجات را ضبط کردند.
در زمان بازداشت، خانواده میزبان مهمان بودند. مأموران علاوه بر تفتیش مهمانان، تلفنهای همراه و جواهرات آنان را نیز ضبط کردند. او در ۱۱ مه با وثیقه از زندان عادلآباد آزاد شد.
بهزاد بصیری و ماندانا ستوده
بهزاد بصیری و ماندانا ستوده، زوج بهایی ساکن شیراز، در خانه خود توسط مأموران سپاه پاسداران بازداشت و ناپدید شدند. مأموران هیچ حکم قضایی ارائه نکردند و وسایل الکترونیکی آنها را ضبط کردند.
رویا بصیری، خواهر بهزاد بصیری، به کمپین حقوق بشر ایران گفت: «چند مأمور اطلاعاتی حدود ساعت ۱۱ صبح بدون ارائه حکم وارد ساختمان شدند. در خانه را شکستند و خانه را به شکلی بسیار خشن و بیاحترامانه تفتیش کردند؛ کتابها و تصاویر مذهبی را پاره کردند و سپس برادرم را بردند.»
«آنها حتی واحدهای همسایه را نیز بازرسی کردند و ساکنان را به بازداشت تهدید کردند.»
«در زمان بازداشت، ماندانا در خانه مادرش بود. مأموران پس از بازداشت بهزاد به آنجا رفتند، آن خانه را نیز تفتیش کردند و سپس ماندانا را بازداشت کردند.»
«سه روز قبل، خواهر ماندانا، مهسا ستوده، نیز بازداشت شده بود و خانه قبلاً بازرسی شده بود، اما مأموران دوباره بازگشتند و همه چیز را مجدداً جستجو کردند.»
«تا امروز هیچ اطلاعاتی درباره علت بازداشت، محل نگهداری یا دسترسی آنها به وکیل به خانواده داده نشده است.»
مینو اندخش
مینو اندخش، شهروند بهایی ساکن ساری، توسط نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی در منزلش بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. تلفن همراه او ضبط شد. خانه او پیشتر نیز در غیابش مورد تفتیش قرار گرفته و کتابهای مذهبی و وسایل شخصیاش ضبط شده بود.
مهسا ستوده
مهسا ستوده، شهروند ۲۵ ساله بهایی، روز ۹ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای اطلاعات سپاه در منزل خانوادگی خود در شیراز، بدون ارائه حکم قضایی، بازداشت و ناپدید شد.مأموران در جریان بازداشت، خانه خانواده را تفتیش کرده و وسایل الکترونیکی تمامی اعضای خانواده را ضبط کردند.
یک منبع آگاه به کمپین حقوق بشر ایران گفت: «از روز بازداشت تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره علت بازداشت، اتهامات، وضعیت جسمی یا محل نگهداری مهسا ارائه نشده است. او هیچ تماسی با خانواده نداشته و از دسترسی به وکیل محروم بوده است. خانواده نیز از حق انتخاب وکیل محروم شدهاند.»
او افزود: «سه روز بعد،، مأموران سپاه به شکل خشونتآمیز به خانه خواهر مهسا، ماندانا ستوده، و همسرش بهزاد بصیری یورش بردند. با وجود آنکه سه روز قبل خانه را تفتیش کرده بودند، بار دیگر بازگشتند، خانه را دوباره جستجو کردند و سپس ماندانا را بازداشت کردند.»
بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی
بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، زوج بهایی ساکن شیراز و والدین دو فرزند نوجوان، بهترتیب روزهای ۸ و ۹ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شدند. بهزاد یزدانی به زندان عادلآباد منتقل شد.
بر اساس گزارش هرانا، مأموران برای ورود به منزل با فریب والدین سالمند رومینا خزعلی—که در همان ساختمان زندگی میکردند—خود را مأمور پلیس معرفی کردند و مدعی شدند روی پشتبام «سارق» دیده شده است. سپس آنها را تحت فشار قرار دادند تا با خانه بهزاد تماس بگیرند. در جریان یورش، تمامی وسایل الکترونیکی خانواده ضبط شد.
هنگام بازداشت رومینا خزعلی دختر ۱۴ ساله خانواده مورد بازجویی قرار گرفت؛خانه والدین او تفتیش شد؛کتابها و تصاویر مذهبی و تجهیزات ذخیرهسازی رایانهای ضبط شد؛بستگان و مهمانان حاضر در منزل بازجویی شدند و تلفنهای همراهشان ضبط شد؛ پسر نوجوان خانواده که دچار بیماری تنفسی است، پس از بازداشت والدین دچار حمله شدید اضطراب شد.
شایان آبادی
شایان آبادی، شهروند بهایی ساکن کرمان، روز ۳ فروردین مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و ناپدید شد.
یاسمین رهمرده
یاسمین رهمرده، شهروند بهایی ساکن یزد و مادر دو فرزند، روز دوم فروردین بازداشت شد. او ابتدا در زندان یزد نگهداری میشد اما بعداً به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پژمان زارع
پژمان زارع، شهروند بهایی ساکن شیراز و پدر یک نوزاد ۹ ماهه، در ۱۵ مارس توسط مأموران سپاه و بدون حکم قضایی در منزل خود بازداشت و ناپدید شد.
یک منبع آگاه به کمپین حقوق بشر ایران گفت: «در زمان بازداشت، پژمان در خانه تنها بود. اگر چند نفر از اعضای خانواده اتفاقی به خانه نمیآمدند، شاید بازداشت او کاملاً مخفی میماند.»
همان روز مأموران خانه او را تفتیش کردند؛ تمامی وسایل الکترونیکی متعلق به او و همسرش را ضبط کردند؛ به محل کارش یورش بردند و تجهیزات الکترونیکی آنجا را نیز ضبط کردند؛ خانه والدینش را که درست روبهروی منزل او بود، مورد تفتیش قرار دادند.
این منبع افزود:«با وجود پیگیریهای مداوم خانواده، هیچ اطلاعاتی درباره علت بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت او داده نشده است.»
«او فقط یک تماس بسیار کوتاه در ۲۰ مارس داشت که در آن تنها خواست صدای فرزند ۹ ماههاش را بشنود.»
«خانواده هنگام پیگیری پرونده تهدید شدند که اگر موضوع را دنبال کنند، خودشان نیز بازداشت خواهند شد.»
نیتا بابانژاد و پارسا عمادی
نیتا بابانژاد و پسرش پارسا عمادی، دو شهروند بهایی ساکن اصفهان، اسفندماه ۴۰۴ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند. گزارش شده است که آنان با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو هستند.
برنا نعیمی
برنا نعیمی، شهروند ۲۹ ساله بهایی اهل کرمان و پدر یک کودک سه ساله، اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شد.
بر اساس گزارشها، او در زندان کرمان در سلول انفرادی نگهداری شده و تحت شکنجه شدید قرار گرفته است.
گزارشها حاکی است که او دستکم دو بار تحت اعدام نمایشی قرار گرفته؛با شوک الکتریکی شکنجه شده و پاهایش دچار سوختگی شدید شده است؛ تحت انواع دیگر شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته است. همچنین مأموران او را تهدید کردهاند که همسرش را هدف قرار خواهند داد و دختر خردسالش را به بهزیستی یا یتیمخانه خواهند فرستاد.
در نهایت او تحت شکنجه مجبور شد اعترافنامهای از پیش آمادهشده را امضا کند که در آن خود و پسرعمویش پیوند نعیمی را به قتل یک عضو بسیج در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مرتبط میکرد.
جامعه جهانی بهایی اعلام کرده است:«هیچ مدرکی برای این اتهام وجود ندارد و نه بورنا و نه پیوند نمیتوانستند مرتکب این جرم شده باشند؛ زیرا زمان وقوع حادثه، پیوند در بازداشت بوده و بورنا نیز در خانه و در کنار خانوادهاش حضور داشته است.»
«متن اعتراف از پیش تهیه شده بود و به او داده شد تا آن را بخواند.»
هیچ دادگاهی برای این دو برگزار نشده و هیچ حکمی نیز صادر نشده است، اما اتهامات وارده میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
پیام فریدیان
پیام فریدیان، شهروند بهایی ساکن مشهد، در کارگاه سفالگری خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. فریدیان عکاس و هنرمند سرامیک نیز هست. گزارش شده بود که مقامها بهطور مکرر مانع آزادی او شدهاند و وی همچنان در بلاتکلیفی حقوقی به سر میبرد.
حامد محرابخانی
حامد محرابخانی، شهروند بهایی، در منزل خواهرش در تبریز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. مأموران خانه خواهر او را تفتیش کرده و چندین وسیله الکترونیکی را ضبط کردند.
مهسا گلزار
مهسا گلزار، شهروند بهایی ساکن شهرکرد، روز ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفت. مأموران با شکستن در ورودی وارد منزل شدند و تعدادی از وسایل شخصی او را ضبط کردند. پس از این یورش، وی با ابلاغیه رسمی به یک نهاد امنیتی احضار شد.
پویان غلامی
پویان غلامی، شهروند بهایی ساکن کرمان، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ در محل کار خود بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. مأموران همچنین منزل او را مورد تفتیش قرار دادند.
پروانه بهداد
پروانه بهداد، شهروند بهایی ساکن اصفهان، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ برای اجرای حکم سه سال حبس به زندان دولتآباد منتقل شد. او نخستین بار در سال ۱۴۰۱ در ارتباط با مدیریت یک کانال اینترنتی مرتبط با جامعه بهایی بازداشت شده بود. در آن زمان پروانه بهداد ۲۱ روز در سلول انفرادی نگهداری شد و در نهایت توسط دادگاه انقلاب اصفهان به سه سال زندان محکوم شد؛ علاوه بر حبس، با دو سال ممنوعیت خروج از کشور و مجازاتهای تکمیلی دیگر روبهرو شد. این حکم بعداً در دادگاه تجدیدنظر استان نیز تأیید شد.
شکیلا قاسمی
شکیلا قاسمی، شهروند ۲۶ ساله بهایی و طراح گرافیک ساکن کرمان، ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ بدون حکم قضایی بازداشت شد. پیش از بازداشت، خانه او مورد تفتیش قرار گرفت و تمامی وسایل الکترونیکی متعلق به او و خانوادهاش ضبط شد.پس از هفتهها ناپدیدسازی اجباری، گزارش شد که با آغاز جنگ به زندان مرکزی کرمان منتقل و در سلول انفرادی نگهداری شده است.
یک منبع مطلع به ایرانوایر گفته بود: «شکیلا اوقات فراغتش را در مرکزی برای کودکان دارای طیف اوتیسم میگذراند و به آنها نقاشی آموزش میداد. آخرین فعالیتش پیش از بازداشت، ساخت کیفهای دستی همراه با این کودکان، نقاشی روی آنها و فروششان در یک بازار خیریه بود.»
به گفته این منبع: «در ملاقات ۲۰ دقیقهای، مادرش متوجه وضعیت بسیار وخیم جسمی و روحی او شد. بدن شکیلا بهشدت میلرزید، بهطوریکه یک هفته در درمانگاه زندان بستری شده بود. خانواده نمیدانند چه داروهایی به او دادهاند. او پیش از بازداشت کاملاً سالم بود، اما اکنون تحت فشار شدید روانی قرار دارد.»
یورشهای گسترده در بروجرد و الیگودرز
نیروهای امنیتی روز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ خانههای شش خانواده بهایی در بروجرد را تفتیش و محل کسب سه شهروند بهایی را پلمب کردند.همزمان، پنج خانه بهایی در الیگودرز نیز مورد تفتیش قرار گرفت و دو محل کسب پلمب شد؛ از جمله محل کاری که متعلق به یک کارفرمای غیربهایی بود.
مأموران اقلام زیر را ضبط کردند:
کتابها و آثار مذهبی؛
تلفنهای همراه؛
لپتاپها؛
گذرنامهها؛
کارتهای بانکی؛
پول نقد؛
طلا؛
سایر تجهیزات دیجیتال.
طبق گزارشها، بهاییان الیگودرز تهدید شدند که در آینده نیز با یورشهای بیشتر، پیگرد قضایی و مصادره اموال مواجه خواهند شد.
در یکی از موارد در بروجرد، مأموران در غیاب ساکنان با شکستن در وارد خانه شدند و آن را تفتیش کردند.
روژین حسیننژاد
روژین حسیننژاد، شهروند ۱۹ ساله بهایی، در کرمان بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
مأموران تلفنهای همراه، لپتاپها و سایر وسایل شخصی خانواده او را ضبط کردند.
بازداشت ۱۲ شهروند بهایی در یک جشن خانوادگی
۱۲ شهروند بهایی، از جمله پنج کودک زیر ۱۸ سال، در جریان یک جشن تولد خانوادگی در مشهد توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شدند. مأموران نقابدار و مسلح به خانه یورش بردند، آن را تفتیش کردند و اموال شخصی حاضران را ضبط نمودند.
۱۹ ژانویه ۲۰۲۶ — آرتین غضنفری
آرتین غضنفری، شهروند بهایی و عکاس خبری، در منزل خود در تهران بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. مأموران منزل و محل کار او را تفتیش کرده و تجهیزات الکترونیکی، کتابها و سایر وسایل حرفهای او را ضبط کردند.
او پیشتر نیز همراه با ۹ شهروند بهایی دیگر دوران زندان را گذرانده بود.
نوید زارعبین
نوید زارعبین، عکاس شناختهشده خراسانی، در ۱۶ ژانویه در منزل خود در مشهد و در مقابل چشمان فرزند خردسالش بازداشت شد. نیروهای امنیتی تجهیزات عکاسی او را نیز ضبط کردند. پس از بازجوییهای طولانی در اداره اطلاعات مشهد، او به بند قرنطینه زندان وکیلآباد منتقل شد.
ایرانوایر گزارش داده است که هیچگاه اتهامات او به وی اعلام نشده است و از دسترسی به وکیل محروم بوده است.
ونوس حسینینژاد
ونوس حسینینژاد، شهروند ۲۸ ساله بهایی ساکن کرمان، در ۲۵ دی ۱۴۰۴ در محل کار خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
نوید ایرانی
نوید ایرانی، شهروند بهایی اهل مشهد، شامگاه ۲۵ دی ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
غزاله رعیت
غزاله رعیت، شهروند بهایی ساکن مشهد، در اواسط ژانویه در محل کار خود بازداشت و به زندان وکیلآباد منتقل شد.
منزل او نیز مورد تفتیش قرار گرفت.
سپهر کوشکباغی
سپهر کوشکباغی، شهروند ۳۱ ساله بهایی ساکن مشهد، ۲۱ دی ۱۴۰۴در خانه یکی از دوستانش بازداشت شد. او پس از بازجویی به زندان وکیلآباد منتقل شد. تا روزهای پایانی اسفندماه گزارش شده بود که مقامها بارها مانع آزادی او شدهاند و وی همچنان در وضعیت بلاتکلیفی حقوقی قرار دارد.
آفرین بشاش
آفرین بشاش، زن ۴۵ ساله بهایی اهل مشهد،۲۱ دی ۱۴۰۴ در محل کار خود توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او بعدها به زندان وکیلآباد منتقل شد. گزارشها حاکی است که مقامها حتی پس از پایان مدت اولیه قرار بازداشت یکماهه نیز با آزادی او با وثیقه مخالفت کردهاند.
خانواده افشار
آرشد افشار، بهاره افشار و پسرشان آرشیا افشار روز ۲۰ دی ۱۴۰۴ در شاهینشهر اصفهان بازداشت شدند.
آرشد افشار و آرشیا افشار به زندان دستگرد منتقل شدند؛بهاره افشار به زندان دولتآباد منتقل شد. در نهایت هر سه نفر با وثیقه آزاد شدند.
عرفان طباطبایی و ربیع ملکی
عرفان طباطبایی و ربیع ملکی، دو شهروند بهایی، در جریان اعتراضات۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شدند. گزارش شده بود که مقامها بهطور مکرر مانع آزادی آنان شدهاند و آنها همچنان در وضعیت بلاتکلیفی حقوقی قرار دارند.
پیوند نعیمی
پیوند نعیمی، شهروند بهایی،۱۹ دی ۱۴۰۴ در محل کار خود بازداشت شد و برای هفتهها در وضعیت ناپدیدسازی اجباری قرار داشت. او بعداً به زندان کرمان منتقل شد و در سلول انفرادی نگهداری شد.
بر اساس گزارشها، وی تحت موارد زیر قرار گرفته است:
اعدام نمایشی؛
بازجوییهای طولانی؛
شکنجه جسمی و روانی؛
فشار برای اخذ اعترافات اجباری.
در اول فوریه، ویدئویی از «اعترافات» اجباری او از تلویزیون دولتی پخش شد.
سازمان عفو بینالملل گزارش داده است:
«پیوند نعیمی تحت اعدام نمایشی، ضربوشتم، آویزان کردن از دستها و پاها، حبس طولانی در سلول انفرادی و محرومیت از غذا قرار گرفته است. همچنین مقامها دسترسی او به خدمات درمانی برای بیماریهای گوارشی و دیگر مشکلاتی را که در زندان به آنها دچار شده، قطع کردهاند.»
برنا نعیمی، پسرعموی پیوند که پس از پیوند بازداشت شد، تحت شکنجه مجبور شد اعترافی از پیش نوشتهشده را امضا کند که در آن خود و پیوند را به قتل یک عضو بسیج در جریان اعتراضات دی ۴۰۴ مرتبط میکرد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده توسط سازمان عفو بینالملل:
هیچ مدرکی برای ارتباط این دو نفر با قتل مورد ادعا وجود ندارد؛
هیچ دادگاهی برای آنها برگزار نشده است؛
هیچ حکمی صادر نشده است؛
هر دو از دسترسی به وکیل مستقل محروم بودهاند.
با این حال، اتهامات مطرحشده میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
پیش از این نیز مقامها به دلیل باورهای مذهبی پیوند نعیمی، کسبوکار او را تعطیل کرده بودند.
معین محمدی
معین محمدی، شهروند بهایی ساکن یزد، ۱۵ دی ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
مأموران منزل او را تفتیش کرده و وسایل شخصی از جمله:
تجهیزات الکترونیکی،
کتابها،
اسناد و مدارک
را ضبط کردند.
هرانا گزارش داده است که او در مقابل چشمان فرزند ۱۰ سالهاش بازداشت شد.





