از شعر و نقاشی تا بازداشت و بیخبری؛ تداوم سرکوب آزادی بیان در ایران

جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ — در یک ماه گذشته، شماری از شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدهاند، علیه برخی از آنان احکام قضایی صادر شده و گروهی نیز برای تحمل احکام ظالمانه حبس به زندان منتقل شدهاند. همزمان، از محل نگهداری و وضعیت تعدادی از بازداشتشدگان، بهویژه در استان خوزستان و دیگر مناطق جنوبی کشور، همچنان اطلاع دقیقی در دست نیست. در همین حال، موج بازداشتهای خودسرانه فعالان فرهنگی همچنان ادامه دارد و خانوادههای در بیخبری و نگرانی بهسر میبرند.
در هفتههای اخیر، شماری از چهرههای فرهنگی به دلیل انتشار ترانهها، اشعار، نقاشیها، کتابها، فعالیت در شبکههای اجتماعی و دیگر اشکال بیان هنری، خودسرانه بازداشت و روانه زندان شدهاند. این شهروندان با مجموعهای از اتهامهای «امنیتی»، بازداشتهای خودسرانه و طولانیمدت، انواع فشارها برای اخذ «اعترافات اجباری» روبهرو هستند؛ روندی که میتواند به صدور احکام سنگین حبس پیامدهای جبرانناپذیر برای آنان منجر شود.
این سرکوب حکومتی بهویژه در میان اعضای جوامع قومی ایران، از جمله عربهای اهوازی، کردها و لرها، شدت بیشتری دارد. برای این جوامع بهحاشیهراندهشده، بیان فرهنگی اغلب راهی مسالمتآمیز برای بازتاب مشکلات، طرح مطالبات و روایت تبعیضهایی است که سالها با آن مواجه بودهاند. با این حال، حتی افرادی به بهانه انتشار آثاری بازداشت و زندانی شدهاند که به اصطلاح «مجوز رسمی» نهادی دولتی داشتهاند. نیروهای «امنیتی» نیز بدون ارائه حکم قضایی به خانهها یورش برده، افراد را به مکانهای نامعلوم منتقل کرده و خانوادههای آنان را بدون هیچگونه اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت عزیزانشان در بلاتکلیفی رها کردهاند.
به گفته اسفندیار آبان، مدیر تحقیقات و پژوهش کمپین بشر ایران «این بازداشتها را باید بخشی از کارزار گستردهتر و بهطور فزاینده خشونتبار سرکوب در ایران دانست؛ کارزاری که هدف آن خاموش کردن صداهای مخالف و ایجاد هراس در میان جوامع مختلف است.»
آبان ادامه داد: «برای جوامع بهحاشیهراندهشده ایران، بیان فرهنگی اغلب از امکان سخن گفتن درباره تبعیض، فقر و شرایط حاکم بر جوامع آنان جداییناپذیر است. مقامهای حکومتی بهخوبی از این موضوع آگاهاند. فعالان فرهنگی در تلاش هستند تا در دورانی که هر مخالفت و اعتراضی سرکوب شدید و خشن است، از مسیری مسالمتآمیزی نارضایتیهای خود را بیان کنند.»
یافتههای کلیدی گزارش
- فعالیت فرهنگی «جرمانگاری» میشود. دادگاهها از ترانهها، اشعار، کتابها و نقاشیها بهعنوان مدرک در پروندههای امنیتی استفاده میکنند.
- فعالیتهای ادبی و هنری با مجازات روبهرو میشود. این مجازاتها شامل حبس، شلاق، ممنوعیت خروج از کشور و محدودیت در فعالیتهای هنری است.
- مقامها از بازداشت خودسرانه و قطع ارتباط متهم با خارج از حبس استفاده میکنند. افراد بدون حکم قضایی بازداشت میشوند، خانههایشان مورد تفتیش قرار میگیرد و وسایل شخصی آنان ضبط میشود.
- داشتن مجوز رسمی مصونیتی ایجاد نمیکند. حتی افرادی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کردهاند، از سوی نهادهای وابسته به سپاه پاسداران هدف قرار گرفتهاند.
- جوامع قومی هدف قرار گرفتهاند. موارد مستندشده شامل فعالان فرهنگی عرب اهوازی، کرد و لر است، بهویژه در مناطق بهحاشیهراندهشدهای همچون خوزستان و کردستان.
- هنرمندان همچنین به دلیل نقض محدودیتهای مبتنی بر جنسیت با مجازاتهای کیفری مواجه میشوند.
- سرکوب محدود به هنرمندان شناختهشده نیست. مقامهای حکومتی گروههای کوچک ادبی، باشگاههای کتابخوانی، محافل شعر و موسیقی، فعالیتهای مرتبط با ترویج زبان مادری و دیگر فعالیتهای محلی را نیز سرکوب کردهاند.
به گفته اسفندیار آبان: «مقامهای جمهوری اسلامی بارها نشان دادهاند که چگونه میتوانند یک پرونده سیاسی یا فرهنگی را به پروندهای امنیتی تبدیل کنند. با توجه به استفاده جمهوری اسلامی از مجازاتهای سنگین علیه افرادی که با اتهامات دارای انگیزه سیاسی محکوم میشوند، جامعه بینالمللی نباید برای اقدام کردن منتظر بماند تا این افراد پس از دوران بازداشت با اعترافات اجباری و احکام صادرشده در محاکمههای نمایشی روبهرو شوند.»
کمپین حقوق بشر ایران از دولتها و نهادهای سازمان ملل میخواهد:
- خواستار آزادی فوری تمامی افرادی شوند که به دلیل بیان هنری و استفاده مسالمتآمیز از حق آزادی بیان زندانی شدهاند و همچنین، محل نگهداری و وضعیت حقوقی تمامی بازداشتشدگان باید به طور شفاف اعلام شود.
- پروندههای مشخص افراد را مستقیما با مقامهای جمهوری اسلامی مطرح کنند و وزارتخانههای امور خارجه و نمایندگیهای دیپلماتیک نیز از طریق بیانیههای رسمی به این پروندهها بپردازند.
- اطمینان حاصل کنند که نگرانیهای حقوق بشری در تمامی تعاملات دوجانبه با مقامهای جمهوری اسلامی ایران مطرح میشود.
- علیه مقامهایی که در بازداشتهای خودسرانه و سرکوب آزادی بیان نقش دارند، تحریمهای حقوق بشری هدفمند اعمال کنند.
- خواستار پایان دادن به مجازاتهای بدنی، از جمله شلاق، شوند.
بازداشت فعالان فرهنگی
روز ۲۳ شهریور ۴۰۵ نیما صفار، شاعر و نویسنده ساکن گرگان توسط شعبه یک دادگاه انقلاب بندرعباس به چهار سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد. براساس حکم صادره توسط شعبه یک دادگاه انقلاب بندرعباس، این شهروند از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هشت ماه و از بابت اتهام «بزه فعالیت آموزشی و یا تبلیغ انحرافی و یا مخل به شرع مقدس اسلام» به چهار سال حبس محکوم شده است. حکم مذکور به صورت غیابی علیه وی صادر شده است. یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند به هرانا گفته که بخشی از پرونده نیما صفار به مدیریت یک صفحه اینستاگرامی و ارتباط آن با یکی از متهمان سیاسی در بندرعباس مربوط بوده است. به گفته این منبع، برخی فعالیتهای او در فضای مجازی، از جمله دنبالکردن یا پسندیدن مطالب شماری از صفحات، نیز در پرونده مورد استناد قرار گرفته است. نیما صفار، شاعر و نویسنده ساکن گرگان، پیش از نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت داشته است.
روز ۱۵ شهریور ۴۰۵ وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، جهت اجرای حکم حبس خود احضار شد. وی پیشتر توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، به ۷۵ روز حبس و سه سال ممنوعیت فعالیت در رسانهها و شبکههای اجتماعی محکوم شده بود. وحید علیزاده رزازی روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، پس از مراجعه به شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران، موسوم به «شهید مقدس» (دادسرای امنیت تهران)، مطلع شد که باید برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس، خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند.این شاعر و نویسنده ساکن گرگان، اواخر تیرماه سال جاری، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، از بابت اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی» و «تشویش اذهان عمومی» به ۷۵ روز حبس و سه سال ممنوعیت فعالیت در رسانهها و شبکههای اجتماعی محکوم شده بود. وحید علیزاده رزازی پیشتر در تاریخ ۳ فروردینماه ۱۴۰۵، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شد. در جریان بازداشت، عوامل حکومتی منزل او را تفتیش کردند و شماری از وسایل شخصی و تجهیزات الکترونیکی ضبط شد.
روز ۱۱ شهریور ۴۰۵ روزبه گیلاسیان، نویسنده اهل گرگان، توسط شعبه یک دادگاه انقلاب بندرعباس به چهار سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد. براساس حکمی که توسط شعبه یک دادگاه انقلاب بندرعباس صادر شده، آقای گیلاسیان از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هشت ماه و از بابت اتهام «بزه فعالیت آموزشی و یا تبلیغ انحرافی و یا مخل به شرع مقدس اسلام» به چهار سال حبس محکوم شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، مدیریت یک کانال با حدود صد عضو و انتشار شماری از کتابهایی که پیشتر نوشته و منتشر شده بودند، از جمله مواردی است که به عنوان مصادیق اتهامی علیه آقای گیلاسیان مطرح شده است. یک منبع مطلع و نزدیک به خانواده این نویسنده ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: «تعدادی از شهروندان در بندرعباس، پس از جنگ ۱۲ روزه، بازداشت شدند. در روند رسیدگی به پرونده این افراد، نام آقای گیلاسیان و نوشتههای او مورد توجه نهادهای امنیتی قرار گرفت و پس از آن وی نیز بازداشت و با عناوین اتهامی مرتبط با فعالیت این کانال و آثارش مواجه شد.» روزبه گیلاسیان در مرداد ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در گرگان بازداشت و سپس با قرار کفالت آزاد شده بود. گیلاسیان نویسنده اهل و ساکن گرگان است که پیشتر نیز از بابت فعالیتهای خود سابقه برخوردهای قضایی را داشته است.
روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵، این فعال فرهنگی در یکی از خیابانهای بانه، بدون ارائه حکم قضایی، توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت شد. ماموران امنیتی پس از بازداشت وی به منزل خانوادگیاش یورش برده و ضمن بازرسی منزل، تعدادی از وسایل شخصی او را با خود بردهاند. تا زمان تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت، اتهامهای مطرحشده علیه یوسف رحیمی و محل نگهداری وی اطلاعی در دست نیست.
روز یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، رحیم مولاییان، نقاش و مجسمهساز ساکن بابل، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. حکم محکومیت این هنرمند صادر شده و جلسه رسیدگی به اتهام او نیز پیشتر در ۱۵ شهریور برگزار شده بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، برخی از آثار نقاشی رحیم مولاییان و مطالبی که او در قالب استوری در اینستاگرام منتشر کرده، از مصادیق اتهام مطرحشده علیه او عنوان شده است. اردیبهشت امسال، دفتر، کارگاه و محل سکونت رحیم مولاییان با حضور ۱۲ تن از عوامل امنیتی حکومت تفتیش و ۲۸ تابلوی او به مدت ۴۸ ساعت توقیف شد. او همچنین در ارتباط با این پرونده، طی سه جلسه چهار ساعته در نهادهای امنیتی بازجویی شد. رحیم مولاییان، ۶۶ ساله، متاهل و پدر سه فرزند، نقاش و مجسمهساز اهل بابل است.
روز یکشنبه ۲۹ شهریورماه ۱۴۰۵ شیدا صابری، خواننده لر و ساکن شیراز، توسط ماموران پلیس امنیت بازداشت و به زندان عادلآباد این شهر منتقل شد. شیدا صابری، پیش از این نیز به واسطه فعالیتهای خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. وی در تاریخ ۱۶ مهرماه ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات سراسری، توسط نیروهای امنیتی در یاسوج بازداشت و در مورخ ۱۹ مهرماه همان سال از زندان این شهر آزاد شده بود.
روز ۳ مهر ۱۴۰۵ دادگاه تجدیدنظر استان قم درخواست تجدیدنظرخواهی پرستو احمدی، خواننده، و هفت نفر دیگر از نوازندگان و عوامل «کنسرت کاروانسرا» را رد و رأی دادگاه بدوی را تأیید کرد. بر اساس این حکم، پرستو احمدی، چهار نوازنده و چهار نفر دیگر به تحمل ۷۴ ضربه شلاق، دو سال محرومیت از فعالیت در امور «سمعی و بصری» و البته «ممنوعیت خروج از کشور» محکوم شدند.
در هفتههای گذشته شماری از فعالان فرهنگی در شهرهای استان خوزستان نیز به دست نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند و شماری دیگر نیز به مراجع قضایی احضار شدند. از وضعیت و محل نگهداری برخی از آنان تا این لحظه خبری در دست نیست.
یافتههای کمپین حقوق بشر ایران نشان میدهد که شماری از این فعالان فرهنگی در چارچوب یک پرونده مشترک، به توسط عوامل اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند. این پرونده به ساخت و اجرای یک ترانه و انتشار آن در «یوتیوب» مربوط بوده است.
به نوشته شبکه حقوق کارون «بازداشت مهدی ناصری و عارف ناصری در ارتباط با ترانه «از کارون تا زیتون» بوده است که با مجوز رسمی اداره فرهنگ و ارشاد اهواز تولید شده بود. ترانهای که پس از انتشار در یوتیوب با دخالت سازمان اطلاعات سپاه حذف شد و خوانندگان آن، حسین اهوازی و مهدی زائری نیز احضار و تهدید شدند».
در این پرونده محمد کعبی (معروف به «ابو ادریس») و مهدی خالدی، فیلمبردار و فعال فرهنگی عرب ساکن شهرستان شوشتر نیز بازداشت شده است.
به گفته این منبع مطلع، «ماموران اطلاعات سپاه در هنگام بازداشت مهدی ناصری ، منزل او را بهطور گسترده بازرسی کردند که موجب وحشت و نگرانی اعضای خانواده و کودکان او شده است».
به گفته این منبع مطلع «درباره فعالان فرهنگی که در این پرونده بازداشت و احضار شدند باید به این نکته توجه کرد که اساسا این افراد همواره فعالیتهای خود را با مجوز انجام میدادند و به معنایی هنرمندان زیرزمینی نبودند. آنان مثل همیشه برای تولید و انتشار این ترانه نیز از وزارت ارشاد مجوز میگیرند و در آن جلسه مسئولان مربوطه وزارت ارشاد تاکید میکنند که شعر ترانه شما باید مستقیما درباره فلسطین باشد. این دوستان نیز در شعر خود هرچند اشارهای به مساله فلسطین میکنند اما بیشتر تاکیدشان در ترانه معطوف به مشکلات و مصائب مردم خوزستان است و همین باعث میشود که با آنها برخورد شود.»
این منبع اضافه کرد «میتوان گفت که تقریبا همه کسانی که در ساخت و تولید این اثر مشارکت داشتند بازداشت شدند حتی فیلمبردار ویدیو هم بازداشت شدند و تا این لحظه هیچ خبری از محل نگهداری آنان هم در دست نیست. البته باید گفت که خانوادههای این افراد هم تحت فشار و تهدید هستند و خیلیهایشان اگر هم اطلاعاتی داشته باشند تاکنون چیزی منتشر نشده است».
این منبع مطلع با اشاره به تداوم بازداشت فعالان فرهنگی در خوزستان و بهخصوص شهرهای کوچک و محروم این استان گفت: «این برخوردها و بازداشتها در شهرهای کوچک به شکل چشمگیری افزایش داشته است دلیل این موضوع تاثیرگذاری این فعالیتها در بین مردم است و طبیعتا نگرانیهای حاکمیت را برمیانگیزد. تعداد بازداشتها، خصوصا در ماههای اخیر ، در بین همه اقشار جامعه دیده شده است و این رفتار به دلیل وحشت حکومت از به راه افتادن اعتراضات خصوصا در مناطق محروم و در میان شهروندان کم برخوردار است».
به گفته این منبع مطلع «در شرایط اقتصادی بسیار بد و انبوه مشکلات معیشتی زمینه به راه افتادن اعتراضات مردمی خصوصا در شهرهای مرزی و مناطقی که در جنگ آسیب دیدهاند، بسیار زیاد است. از این رو سرکوب شدید مردم و خصوصا سرکوبهای اقلیت عرب (مثل همین فعالان بازداشتشده) بسیار بیشتر شده است چراکه آنان مثلا در همین ترانه مورد اشاره خیلی صریح به نقد وضعیت میپردازند و این موضوع اصلا برای نهادهای امنیتی و حکومتی قابل قبول نیست».
این منبع مطلع در شرح مفهوم فعال فرهنگی در مناطق جنوبی و شهرهای کوچک اقلیتنشین عرب میگوید: «گروههای کوچک کتابخوانی، موسیقی ، شعر و ادبیات و یا حتی گروههایی که فعالیتهای مذهبی ( سنی مذهب) دارند بسیار تحت رصد و سرکوب هستند. بسیاری از افرادی که در خصوص زبان مادری هم فعالیت میکنند نیز در ماههای اخیر تحت فشار و تهدید بودند و این موضوع همچنان در این مناطق و خصوصا درباره شهروندان سنی مذهب بیشتر بوده است».
چهارم مهرماه ۱۴۰۵، در یکی از تازهترین موارد بازداشت فعالان فرهنگی در خوزستان، اسد حلفی، فعال فرهنگی عرب ۳۷ساله، پس از یورش عوامل «امنیتی» حکومت به منزلش در «کوی گلدشت» اهواز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
به نوشته کانون حقوق بشر کارون نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران حدود ساعت چهار بامداد با حضور در منزل اسد حلفی، بدون ارائه حکم قضایی و در شرایطی همراه با ایجاد رعب و وحشت، وارد خانه شده و پس از بازرسی منزل و ضبط برخی وسایل شخصی، او را بازداشت کردهاند. اسد حلفی متأهل و پدر دو فرزند است.
اسد حلفی پیشتر مدیریت «استودیو قیصر» را بر عهده داشت و در حوزه عکاسی و فیلمبرداری فعالیت میکرد. او حدود ۹ سال پیش نیز به دلیل مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی بازداشت و مدتی زندانی شد. حلفی پس از آزادی با تودیع وثیقه، فعالیتهایش را بهصورت مستقل ادامه داد، اما در سالهای اخیر فعالیت رسمی نداشته است. با وجود گذشت چند روز از بازداشت این فعال فرهنگی، مقامهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی تاکنون درباره دلایل بازداشت، اتهامهای احتمالی و محل نگهداریاش هیچ اطلاعی منتشر نکردهاند. خانواده حلفی نیز همچنان از سرنوشت و وضعیت او بیخبرند.
به گفته اسفندیار آبان: «این پروندهها دروازه ورود به سیستمی بسیار گستردهتر از سرکوب خشونتبار حکومتی هستند. مقامهای جمهوری اسلامی از بازداشت، بازجویی، حبس، تعقیب قضایی و زندانی کردن افراد برای ارعاب جوامع مختلف و واداشتن آنها به سکوت استفاده میکنند. سرکوب فرهنگی بهطور فزایندهای به یکی از ابزارهای کارزار بسیار گستردهتر حکومت تبدیل شده تا از طریق آن امکان انتقاد و سخن گفتن از واقعیتهای جامعه را محدود کنند.»





